تبليغاتX
دیده بان

دیده بان

دین و سیاست Religion- politic

اطلاعات جدید از یک حادثه مشکوک + تکميلي

سيدمرتضی هاشمي فرزند کوچک شهيد سيد مجتبي هاشمي فرمانده جنگ‌هاي نامنظم دوران دفاع مقدس و همرزم شهيد چمران ساعت 14 روز گذشته( یکشنبه) در منزل شخصي اش به قتل رسيد.‏

به گزارش رجانیوز، پیکر بی جان سيد مرتضی هاشمي و همسرش شب گذشته در حالي در منزل شخصی‌شان پیدا شد، كه سر از بدن آنها جدا شده بود. با این حال هنوز از عاملان و انگیزه‌های این جنایت فجیع اطلاعی در دست نیست.

سيدمرتضی هاشمي فرزند شهيد سيد مجتبي هاشمي که به تازگی زندگی مشترکش را آغاز کرده بود، به همراه همسرش ساكن حوالي ميدان نور در غرب تهران بودند.

مأموران آگاهي و قاضي كشيك با حضور در محل به بررسي صحنه و كشف احتمالي سرنخ‌هايي براي شناخت عاملان اين قتل مشکوک و وحشیانه پرداختند.

سیدمرتضی هاشمی متولد سال 1360 فرزند کوچک سردار شهید سید مجتبی هاشمی بود که در مجموعه حراست سازمان تربیت بدنی مشغول به کار بوده است.

این در حالی است که برخی خبرگزاری ها، به اشتباه سید روح الله هاشمی فرزند ارشد شهید هاشمی، را قربانی این جنایت معرفی کرده بودند.

در 30 اردیبهشت سال جاری، گفت‌وگویی از سید روح الله هاشمی،که مدیریت مؤسسه فرهنگی شهید هاشمی را به عهده دارد، درخصوص پدر شهیدش در رجانیوز با عنوان "آن وقت تهمت می‏زدند؛ حالا از او حرفی نمی‏زنند"، منتشر شد.

تکميلي

هنرمند بازپرس شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده به فارس گفت: تصور بر آن بود خودروي مقتول كه يك زانتيا بود توسط قاتل يا قاتلان به سرقت رفته باشد اما مشخص شد خودرو در نزد برادر مقتول بوده و به اين ترتيب اين فرضيه منتفي شد.

وي گفت: تا اين لحظه فرضيه سرقت به عنوان انگيزه قتل جايگاهي در اين پرونده ندارد.

بر اساس آخرين بررسي‌ها و شواهد موجود زمان وقوع قتل ساعت 11 تا 12 شب پنج‌شنبه گذشته تخمين زده شده است.

همچنين در همين رابطه سرپرست دادسراي امور جنايي تهران از دستگيري يك مظنون به قتل در جنايت هولناك غرب تهران خبر داد.

فخرالدين جعفرزاده گفت: هم‌اكنون يك نفر مظنون در اين پرونده بازداشت شده و تحقيقات براي روشن شدن زواياي اين پرونده در حال انجام است.

وي افزود: برخي رسانه‌هاي بيگانه اعلام كرده اند يك نوزاد نيز در صحنه قتل حضور داشته كه توسط قاتل يا قاتلان ربوده شده است اما اين موضوع صحت ندارد چرا كه اين زوج تازه ازدواج كرده بودند و فرزندي نداشتند.

جعفرزاده در ادامه خاطرنشان كرد: فرضيه سرقت در اين پرونده مردود است و به نظر مي‌رسد قتل با انگيزه انتقام‌گيري و يا مرتبط با مبادلات اقتصادي باشد.

شب گذشته جسد سيد مرتضي هاشمي 30 ساله به همراه همسرش آتنا 26 ساله در حالي ‌كه به طرز فجيعي به قتل رسيده بودند در منزل مسكوني‌شان كشف شد.
رجانیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 12:13  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

حسن عباسي در گفت‌وگویی از زاويه نگاه علوم استراتژيک به ترسيم صحنه جنگ نرم و تبيين چيستي آن پرداخته و نسبت آن را با توليد علم بومي به‌ويژه در حوزه علوم انساني مورد بحث قرار داده است.

به گزارش رجانیوز، این گفتگو که متن آن در سایت وی (اندیشکده) منتشر شده به ترسيم صحنه‌ي جنگ نرم از زاويه نگاه يك متخصص طرح ریزی استراتژيک و بررسي ابعاد و جوانب بومي كردن علوم انساني، پرداخته است.

پرسش اساسي اين گفتگو عبارت است از جنگ نرم چيست؟ و نسبت آن با توليد علم بومي به‌ويژه در حوزه‌ي علوم انساني كدام است؟

رهبر معظم انقلاب، استادان را فرماندهان و دانشجويان را افسران جنگ نرم توصيف كردند. براي ورود به بحث، ابتدا ابعاد و ويژگي‌هاي جنگ نرم را تشريح كنيد.

بسم‌الله الرحمن الرحيم. جنگ به عنوان بخشي از طبيعت بشر شناخته مي‌شود كه در تاريخي به قدمت تاريخ خود بشر، فراز و نشيب‌ها و رويكردهاي مختلفي پيدا كرده است. در فلسفه‌ي جنگ، شناخته شده‌ترين نوع آن بر اساس «شدت» تقسيم ‌بندي مي‌شود كه از آن به منازعات كم‌شدت low Intensity conflict، منازعات شديد، و منازعات تمام‌عيار نام مي‌برند. در نوع دوم دسته‌بندي جنگ، آن را از نظر به‌كارگيري سلاح به طيف‌هاي جنگ گرم و جنگ سرد تفكيك مي‌كنند. هم‌چنين از حيث علني يا مخفي بودن منازعه، به جنگ آشكار، جنگ نيمه‌پنهان و جنگ‌ پنهان -مانند عمليات نيروهاي ويژه- تقسيم مي‌گردد. دسته‌بندي بعدي طيف شناسي جنگ از ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 12:24  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 12:8  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

 

حاج سعید قاسمی از فرماندهان دفاع مقدس هفته گذشته در دانشگاه امام صادق به ایراد سخنان مهمی درخصوص دفاع مقدس و حوادث اخیر پرداخت.

به گزارش رجانیوز، سخنان قاسمی در برخی رسانه‌ها به صورت ناقص انعکاس یافت که نظر به اهمیت این سخنان، رجانیوز، متن کامل آن را منتشر می کند:

اعوذبالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد للَّه الذی یؤمن الخائفین و ینجی الصادقین و یرفَع المستَضعفین و یضع المتَکَبِرین و یهلک مُلوکا و یستَخلف آخرین و الحمدللَّه قاصم الجبارین، مبیر الظالمین، مُدرک الهاربین، صریخ المستَصرخین

باز هم شکر و سپاس خداوند متعال که ما را در این طریق هدایت کرد و اگر نبود عنایت و توفیق الهی، بسا در این طریق، در این لباس سربازی و در این اماکن مقدس نبودیم. باز هم شادی روح امام عزیزمان شادی روح همه شهدای انقلاب و همه شهدای 10 سال دفاع مقدس همه شهدای استشهادی از حسین فهمیده عباس دوران این مرز و بوم گرفته تا شهدای استشهادی لبنانی و فلسطینی که این روزها با اشتیاق پنجه در پنجه می جنگند. شادی روح همه شهدای این دانشگاه که منتسب به آقا جعفربن محمد الصادق و همه شهدای مظلوم و عزیز فتنه اخیر صلوات دیگری عنایت بفرمایید.

فیلم آ‍ژانس شیشه ای گفت می‌دانی یک لشکر برود خط، یک گردان برگردد، یعنی چه؟ یک گردان به خط برود، دسته برگردد یعنی چه؟ الآن این را می خواهم بگویم که می‌دانید یک نفر 3 ساعت در دانشگاه سرپا باشد، یعنی چه؟ ان شاءالله همیشه لبتان خندان باشد و سینه‌اتان مفتوح و مالامال از عشق ولایت. صلوات دیگری عنایت بفرمایید.

پیشاپیش خودم هم تشکر می کنم از همه دوستانی که این محفل را برقرار کردند. قاعده اش این است که در هفته دفاع مقدس همه به همدیگر پیامک می فرستند و تبریک می گویند. سالروز تجاوز آشکاری را در چنین روزی می گویند تبریک عرض می کنیم! در چنین روزی تجاوز بزرگی به عرض و ناموس ما آغاز شد اما می‌گویند تبریک عرض می کنیم! این یک مقداری ساختارشکنی شد در اول سخن. علی الاظاهر نباید بدین گونه باشد اما می خواهیم نوار همیشگی را که برای جنگ می گذارند، این‌بار نگذاریم و با یک مدل دیگری به قصه نگاه کنیم.

جنگ تحمیلی که شما 8 ساله می دانید و ما 10 ساله، از این روز و از این هفته آغاز نشد. همه می گویند کتابها نوشتند اما اشتباه می گویند. دخترم، پسرم! جنگ در چنین روزی که شما به عنوان 31 شهریور ماه 59 می دانید، آغاز نشد. این، یک دروغ بزرگ است، یک اشتباه تاریخی است.

این سرفه هایی که می شنوید، مال کسی است که آوردم اینجا تا شما با این چهره آشنا شوید. خدا انشاءالله به حق امام زمان سایه اش را از سرخانواده اش و رزمنده ها و شما کم نکند. این سرفه های خشک مال کسی است که به گواه او را به 2 دلیل اینجا آوردم. اول اینکه همه می خواهند آن‌هایی که جانبازند و اسمشان شیمیایی است، در بیمارستان ساسان و یا در خانه‌هایشان این درد را تحمل کنند. در صورتی که اگر نظام توجیه باشد، من همه اینها را از بیمارستان به دانشگاه ها و کف جامعه می کشانم. هر یک تخت اینها را با امکاناتش در دانشگاه می کشانم، یک اتاق می گذارم که اگر قرار باشد جان بدهند، کف اینجا جان بدهند. مادام که تو این را نمی بینی و این جدا جان می دهد و بعد او را می اندازند کف یک وانت از بیمارستان ساسان می برند و اطلاعیه او را می زنند در روزنامه ها و رادیو و تلویزیون تو هم مشغولی و مسئولین ما گرفتارتر از این حرف‌ها که فاتحه ای برای او بخوانند. اما امروز ناصر افشاری عزیز را به دو دلیل آوردم، یکی اینکه او را بشناسید. برای من نوشتید که صحبت کنم، من هم مطالب را آماده کردم ولی ناصر یک دنیا حرف دارد. قبل از اینکه خدای نکرده یک اتفاقی برایش بیافتد، شما حداقل او را بشناسید. دوم اینکه ناصر یک نیروی استشهادی است که آخرین بار که با شما در جلسه غزه جلوی فرودگاه جمع شدیم، یادتان هست، آنجا برای شما صحبت کرد و قبلش هم رفت پیش آقا، آقا گفت: آقا ناصر چیزی نمی خواهی؟ یک شیمیایی از خدا باید چه بخواهد؟ آقا ناصر ببخشید، حرف شما به رهبر را شاید راضی نباشید ولی من اینجا دوست دارم که بزنم. این حرف‌ها نباید مخفی بماند. گفت که آقا جان من دوست ندارم در رختخواب جان بدهم، می شود یک اذنی بدهی و ما را برای یک عملیات استشهادی خرج کنی، اذن دست شماست. عملیات در این قد و قواره اذن شما را می خواهد، آقا جان نگذار در رختخواب بمیرم.

اما به یک خاطر دیگر هم او را آوردم. آقا ناصر ببخشید. برای اینکه ثابت بکنم برادر! دفاع مقدس، 8 سال نبود. هنوز نه محاسن من درآمده بود، محاسن آقا ناصر هم فکر نمی کنم در آمده بود. فتنه ای که کلیدش را در کنفرانس طائف در عربستان سعودی خائن زده بودند، برانگیختن قومیت ها و غائله جنگ نرم یک اتفاقی نیست که الآن اصطلاحش را می شنوید، این کلیدش همان چند ماه بعد از انقلاب خورد. گنبد جواب نداد، خلق شمال جواب نداد، خلق آذربایجان و خلق مسلمان که پشتوانه های آیت اللهی هم داشتند و پولش از بیرون می آمد، جواب نداد، خلق خوزستان و خلق عرب باز نگرفت تا خلق کرد که گرفت، بنا به دلایلی که جای آن اینجا نیست و داستان خاص خودش را دارد که باشد در یک جلسه دیگر. تا همین امروز هم درگیر این مسئله هستیم. یعنی حداقل در 2 هفته گذشته، 3 شهید دیگر در کردستان از دست دادیم.

پس جنگ در چنین روزی که شما آن را روز شروع جنگ می‌دانید، شروع نشد، ما بچه رزمنده‌ها چنین روزی را روز شروع جنگ نمی دانیم. جنگ قبلاً شروع شده بود. مقطع 22 بهمن 57 تا 31 شهریور 59 حدود 20 ماه است که ما نمی دانیم این 20 ماه در تاریخ ما چرا محو شده است. هر چه می گوییم، ما در این مقطع بودیم و جنگیدیم، توجه نمی‌کنند. اتفاقاً بخشی از جنگ نرم در اینجا اتفاق افتاد. پیچیده ترین مدل جنگ در دنیا، جنگ چریک ضد چریک است. ما هنوز اسلحه دست گرفتن هم بلد نبودیم، تاره ریخته بودیم پادگان‌ها را گرفته بودیم و یک مقدار بشین پاشو بلد بودیم، یک دفعه دیدیم در وسط معرکه جنگ بزرگی قرار گرفتیم. کمین ضد کمین جنگی که مردم هم هستند. ضد انقلاب هم لباس مردمی پوشیده، تو هم شدی یک نیروی با پشتوانه حکومت مرکزی، وارد یک چنین صحنه ای شده ای. حالا می خواهی بجنگی، باید شلیک کنی. اینجا اما یک فرمانده داری مثل محمد بروجردی، مثل ناصر کاظمی، می گوید پسرم شلیک نکن. رزمنده می‌گفت به ما از طرف روستا شلیک شد، ما باید پاسخ بدهیم، خمپاره را بگذاریم، روستا را شخم بزند. فرمانده می‌گفت نه! حق نداری تو اینجا شلیک کنی. اولین خون به ناحق که اینجا بریزد، دیگر نمی شود جمعش کرد.

خدایا در کردستان اینها چگونه جنگدیدند که توانستند این صحنه را خالی کنند و تحویل خود مردم دهند؟ مدل جنگیدن این برو بچه ها چطور بود؟ چه طور مظلومانه خونشان ریخته شد ولی کشت‌وکشتار از مردم نکردند. جنگی به مراتب بسیار سخت و پیچیده که هیچ از آن نمی دانی. بنا نیست اصلاً مستند باشد. بنا نیست برای تو گفته شود. پسرم، دخترم! جنگ در چنین روزی آغاز نشد. در این مقطعی که گفتم الی ماشاءالله بحران داریم. نیروهای مسعود و مریم به خودشان بمب می بندند و حداقل 4 امام جمعه را به شهادت رساندند. رئیس جمهور و نخست وزیر را زدند، بهشتی و مجلس را با 72 تن زدند. هر جای دنیا این اتفاق می افتاد، عمود خیمه را که می زدند، کل خیمه می خوابید. درگیری در خیابان‌ها الی ماشاءالله ادامه دارد، جرأت نمی کنی یک ته ریش داشته باشی و یا یک عکس حضرت روح الله را در مغازه بزنی وگرنه به عنوان بچه حزب اللهی 32 فشنگ یوزی را به طرفت خالی می کنند، آبکش می شوی.

اینکه چرا تو اینها را نمی دانی، چون بنا نیست که اصلاً بدانی! بنا نیست که این تاریخ با شکوه را برای تو بازگو کنن،د برای اینکه به تعبیر مولا امیرالمؤمنین بتوانند از همین سوراخ، بارها و بارها تورا بگزند. بنا نیست این واقعه تاریخی را به عنوان تجربیات مثبت و حتی اگر منفی است، تو داشته باشی. یک بار دیگر از اینجا به بعد اینگونه باید بگویی که حمله عراق به ایران به عنوان تیر خلاص بعد از این اتفاقاتی که افتاد و نگرفت، کودتای نوژه و درگیری‌های چپ و راست و توده ای ها و فرقان و زدن رئیس جمهور، باهنر تمام این اتفاقات که هرکدام آن یک داستان است نشد و نگرفت، از اینجا به بعد ورود یک سری نیروی جدید به جبهه است، نه شروع یک اتفاق که از امروز شما آن را حساب می‌کنی. در 31 شهریور 59 هجمه به این شکل اتفاق افتاد و الا 16 شهریور است که به جبهه قصر شیرین تهاجم شروع می شود، از پاسگاه خان لیلی بالای نفت شهر تا زیر آبداغ قریب 250 کیلومتر مربع توسط عراقی‌ها اشغال می شود. آتش پیوسته روی سر قصر شیرین هست. قریب 15 الی 20 روز مقاومت مردمی قصر شیرین را داریم، عین این چیزی که در خرمشهر 31 روزه می‌گویی اما الآن محو است که این مردم زیر آتش مقاومت کردند ولی صدایشان جایی نرسید. اگرچه به فرماندهی کل قوا بنی‌صدر هم مسئله را گفتند و او را در این جبهه بردند. قبل از آن، به او گفته بودند که این تحرکات و مانورهای اینها یک فرایند عملیات است. بوی عملیات دارد، می آید. مسخره می کرد می گفت شما پاسدارها همه چیز را از لوله تفنگ می بینید. آنها غلط می کنند به ما هجمه کنند.

پسرم دخترم! جنگی در آن مقطع اتفاق افتاد که فرماندهی کل من یک عنصر خائن و جاسوس و هماهنگ با جبهه دشمن بود. مگر می شود؟ بله! ‌شده است. او در آن واحد، 3 مسئولیت دارد هم رئیس جمهور محبوب با 11 میلیون رأی قانونی که ما به وی دادیم. رئیس شورای عالی انقلاب و فرماندهی کل قوا. در چنین شرایطی که او منظور آقای سپهسالار! بنی‌صدر می باشد دستور داده که کسی حق ندارد یک فشنگ و مهمات به نیروهای مردمی کمک کند.همین قدر هم که کار انجام شد، توسط عناصر مؤمن و انقلابی مثل سرگرد صیاد شیرازی‌ها بود که در پادگان‌ها را باز کردند و مهمات را منتقل کردند. این اتفاق برای ماه های اول جنگ است. تا کی؟ خیلی اتفاق عجیبی است، جنگی شروع شده است که هیچ جای دنیا نداریم، فرماندهی کل قوای یک جبهه با جبهه مقابل کاملاً هماهنگ است. درباره بنی‌صدر صحبت می کنیم. اتفاقاتی افتاد که بسیار به حوادث الآن ربط دارد. البته از این بابت بسیار متأسفم، جلوی آقا هم عرض کردم وقتی بچه من وارد دانشگاه می شود این عکس را که به او نشان می دهم می گویم این کیست که کنار چمران در این جیپ نشسته است، می گوید نمی شناسم. می گویم تو که الآن داری از دانشگاه فارغ التحصیل می شوی، چطور این بنی‌صدر را نمی شناسی؟ تاریخ محمدعلی میرزا نیست، مال همین دو دهه گذشته مااست. پسرم! دخترم! الان در جریان این بحران‌ها مجبور شدند این تصویر را نشان دهند. به نظر شما چرا؟ به نظر شما چرا نباید یک چنین مطلب مهمی را بازگو کرد؟ نوار جنگ را دائماً تکراری می گذارند.

12 لشکر در چنین روزی در 3 جبهه شمالی، میانی و جنوبی با تیپ‌های زرهی هجمه کردند. قصد فتح 3 روزه تا یک هفته ای تهران را داشتند. همیشه این نوار را گذاشتند. چرا از این‌طرف نمی گذاریم. پارسال متأسفانه این بحث‌هایی که پیش آمد اصلاً برخی از عزیزان ما و فرماندهان ما گویا آلزایمر گرفته‌اند. فرماندهی وقت کل قوا بنی‌صدر را نوعی تبرئه کردند، گفتند ما فکر نمی کنیم خیانتی چیزی از جانب او در کار بوده است. قاطی کردی آقا؟!

من در این جریان‌های اخیر متوجه شدم که چرا اسناد و مدارک و کتاب‌ها و رادیو و تلویزیون ما سعی دارد یک چنین استحماری را عمداً‌ انجام دهند. باز دو مرتبه می گویند که جنگ ایران و عراق. این یک ‌دروغ بزرگ است که شما 8 سال با عراقی‌ها جنگیدید و بعضی جاها هم حالا دنیای غرب و شرق یک کمک‌هایی به عراق کردند. نه! فقط و فقط برای خار کردن تو و نسل و آبا و اجداد تو با آن مدل جنگیدن که در طول تاریخ دنیا سابقه ندارد، این دروغ بزرگ گفته می‌شود. در این نبرد از شرقی‌ترین ینگه دنیا تا غربی‌ترین آن، با همدیگر متحدالشکل برای محروم کردن یک جریان آزادی خواه صف در صف ایستادند که سابقه نداشت. یعنی از بنگلادش تولید کننده گونی ما را تحریم می کند تا روسیه همسایه شمالی با موشک‌های اسکات تا فرانسه با موشک‌ها و هواپیماهای میرا‍ژ و رادار انگلیسی و برزیلی و قس علی هذا. چطور جبهه ای است که می‌گویند عراق در این جبهه با ما جنگید اما رسماً بیش از سی و چند کشور سینه به سینه ما حضور داشتند؟ اگر جنگ فقط با عراق بود که باید در طول این 8 سال فقط باید از یک ملیت اسیر داشته باشید؟ می‌پرسید مگر از ملیت های مختلف اسیر گرفتید؟ بله! چرا بر آن تأکید نمی کنند؟ اگر بگویم از 5 ملیت اسیر گرفتیم، باور می‌کنی؟ اگر بیشتر باشد قبول می کنی پسرم؟ یعنی چند تا پدر؟ مثلاً 8 تا 10 تا؟ مگر می‌شود؟ پسرم اگر بگویم از 15 ملیت اسیر گرفتیم قبول می کنید؟ نه بابا اینها را می گویید که خودتان را بزرگ نشان دهید. دخترم از 18 ملیت سند دارم ثبت شده است که اسیر در خط گرفتیم. پاکستانی در خط چه‌کار می کند؟ افغانی چه کار می کند؟ عمانی؟ اماراتی؟ کویتی؟‌ قطری؟ بحرینی؟ سودانی؟ سومالیایی؟ یمنی؟ قوات یرموک؟ یوگسلاو چه کار می‌کند؟ صرب چه کار می کند در این خط؟ بوسنیایی چه می کند؟ اینها را برای تو گفتند؟ نه! بنا نیست بگویند. اصلاً ‌بنا نیست با این حرارت بگویند برای اینکه در این باور بیفتی که 8 سال با این عراقی‌هایی که نمی توانند خودشان را جمع و جور کنند، هر روز 500 تا 500 تا بمب می گذارند زیر آنها مثل گوسفند قربانی می شوند، تو با داشتن یل‌هایی مثل چمران، بروجردی،‌ همت، باکری، خرازی نتوانستید جمعشان کنید، 8 سال طولش دادی آخرش هم که قطعنامه امضا کردی اما دیدی آمریکایی‌ها آمدند 25 روزه جمع کردند. پس چه کری می خوانی برای آمریکایی‌ها؟ این استتناج سئوالی است که از منِ استاد در دانشگاه پرسیده می شود. چرا؟ برای اینکه بازخوانی این جنگ به دروغ و به اشتباه افتاده است؟ خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج. حق دارد بچه امروزه از تو سئوال کند استاد شما با داشتن آن یل‌ها، مگر حسن باقری طراح عملیات‌تان نبود، مگر صیاد شیرازی نداشتید، مگر امام نداشتید، نتوانستید الآن می توانید؟ حق دارد بچه قاطی کند. برای اینکه خیانت شده است، آن بخشی را که باید در آن می بودید، مستند می کردید، فیلم می گرفتید از لحظه های شکستن خط، نه از پاتک ها یک تکه فیلم بیاورید که عملیات شب و خط شکستن را نشان بدهد. 27 کیلومتر بچه‌ها در ماسه و رمل با بار و بندیل روی دوش دارند حرکت می کنند، فیلم این کجاست؟ بهانه می‌آورند امکاناتش نبوده، در خط شکنی که فیلم نمی شود گرفت. فیلم‌های خمپاره هایی که روی سر بچه ها فرود می آید، کجاست؟ نهایتاً جواب پاتک‌ها را می بینی، خط شکنی که نمی بینی. آن موقع که نبود، الآن هم بخواهی بازگو کنی، چه بشود که یک هفته دفاع مقدس شود و این‌قدر "ممد نبوی..." می گذارد که خسته کند. 7 تا کانال تلویزیون ممد نبودی می زند و آهنگران ای لشکر صاحب زمان آهسته ران آهسته ران! پشت بند آن کرکره پایین تا دوم فروردین که همه حال و هواها گوگوری مگوری بله یک مضرابی زده می شود که در چنین روزی فتح المبین شد. برادر! فتح الفتوحی که امام گفت دست و بازوی شما را می بوسم همان عملیاتی را که احمد متوسلیان شما و فرمانده های شیری در قد وقواره های کاظمی و باکری و 11 هزار اسیر گرفتند، نباید این‌جوری برایت بگویند. 11هزار اسیر، اصلاً نه در مستندات ما نه در کتاب ها و دانشگاه‌ها و مدارس ما.

خدمت "آقا" هم عرض کردم که هر سال در برابر این موج از بچه ها می‌خواهیم که با این آموخته ها پدافند کنند. بقیه را می خواهد از صدا و سیما بگیرد؟ وقتی می برند در صدا و سیما و می خواهد حرف بزند می گویند 2 دقیقه وقت داری زودتر بگو؟ 2 دقیقه ای که دارند به تو سوبسید می دهند! می‌دانی 2 دقیقه تبلیغ آدامس و پفک چقدر با ارزش است؟! ضمن اینکه دیگر مردم از دست تو و امثال تو خسته شدند که سرفه های تو را می خواهند پخش کنند تو را بگذارند اضافه صحبت کنی؟ روی ویلچر آوردند گفتند زودتر یک خاطره شیرین تعریف کن، وقت تمام است.

راست هم می گویند، چون ما مال یک جریان و یک نسلی بودیم. الآن ما باید برای همه کار کنیم، یک کانال برنامه‌اش باید جوادی آملی باشد و موسیقی در آن حرام است، و یک کانال دیگر وقتی که لحن این زن گوینده را گوش می‌دهی، خاصه در رادیو جوان، اگر اذیت نشوی، تو مریض هستی! خانمت کنارت نشسته می گوید خاموش کن. می گویی جمهوری اسلامی است، حلال و شرعی است.

با چنین آموزه هایی معلوم است که ذائقه های مختلف باید درست بکنند. اما خوب از اینجا به بعد اتفاقات پشت سر اتفاقات می افتد. یک مقطع دیگر از جنگ فتح آبادان و عملیات ثامن الائمه است. با فرار سپهسالار! سپهسالار کجا بود؟ 11 میلیون رأی قانونی که ما به وی داده بودیم، چرا به او رأی داده بودیم؟ چرا همچنین خطای بزرگی را انجام داده بودیم؟ کار خودمان بود. چرا؟ چند دلیل داشتیم؟ 1- سید بود 2- بچه آیت الله بود. 3- دکترای اقتصاد نوین داشت. روزی که برای مصاحبه به تلویزیون آمده بود، توده ای ها و چپی ها را له می کرد. قدرت کاریزمای مناظره ای داشت و از آن طرف هم روحانیت معزز پشت سرش بود و لذا صد در صد. از بیش از 12 میلیون رأی قانونی، 11 میلیون رأی آورد. فرماندهی کل قوا را هم داشت. بعدش چه شد؟ اینها را برای ما نگفتند. درگیری و مناقشه است. نه اینکه فقط امروز در کف دانشگاه و در خانه ات، این اتفاق افتاده باشد، سابقه داریم. ما به عنوان سپاه 2 مجموعه شدیم. بنی‌صدریون و بهشتیون. بنی‌صدری‌ها عکس بهشتی را پاره می کنند و آن طرف برعکس. چه کسانی؟ روح‌اللهی‌ها. هر دو گروه هم به حسب آموزه های روح الله که وجود دارد و حی و حاضر است و صحبت می کند، اعتقاد دارند حضرت آقا این کلیدواژه هایی که می‌اندازد، مال اینهاست و آن‌ها می گویند مال اینهاست. پیچش مو را چه کسانی تشخیص می‌دهند؟ امثال احمد متوسلیان‌ها که در مریوان است. وقتی که بنی‌صدر به عنوان فرمانده کل قوا ‌می خواهد به مریوان بیاید، پیش قراول می فرستند. احمد به پیشقراول می گوید که به او بگو، فرمانده کل قوا، رئیس جمهور، هلی کوپتر تو بالای سر مریوان پیدا شود، اولین کسی که با تیربار می زندت، من هستم. ما که دور و بر احمد بودیم، گفتیم احمد چه می‌گوید؟ مگر می شود؟ رئیس جمهور و فرمانده کل قواست. بر ما ولایت دارد. اما احمد گفت نه بچه ها، او عدالت ندارد، پس بر ما ولایت ندارد! ما باز تشخیص نمی دهیم، تا کی؟ تا موقعی که دانشجویان پیرو خط امام، مثل محسن وزوایی بخشی از خاک آمریکا را گرفتند و 444 روز در مشتشان نگه داشتند. آن شیرمردها وقتی تکه کاغذها را به همدیگر چسباندند، این سند از لانه جاسوسی در آمد که این آقا با کد S.B.lor.1 زمانی که دانشجو بوده است، با ماهی اینقدر دلار به عضویت نیروهای جاسوسی دشمن درآمده است. فوراً این را خدمت امام(ره)رساندند. امام چه کار کرد؟ آیا سریع گفت امشب به رادیو و تلویزیون بدهید اعلام کند؟ باید این‌کار را می کرد؟ عراق راهش را گرفته دارد می آید، عملیات و خونریزی است، مسببش هم همین است، این هم سندش. ولی امام نامه را گذاشت و فرمود باشد تا وقتش برسد. بارک الله به امام. باید همه از امام آموزش سیاسی ببینند که در چنین روزهای فتنه ای سره را از ناسره تشخیص دهند.

گذشت و گذشت یک هفته، دو هفته بین دانشجوهای پیرو خط امام اتفاقاتی افتاد که آقا چرا اعلام نمی کند؟ از این سند بالاتر چه می‌خواهد؟ امام چرا چنین خیانت و جنایتی را اعلام نمی کند؟ باز تحلیل‌ها در خودی‌ها شروع شد. نکند امام کهولت پیدا کرده است. نکند دور و بری‌های امام رینگ بسته حلقه اطلاع رسانی شدند. حزب الله دارد اذیت می‌شود، دچار انشقاق می شود. از این واقعه دارد چند ماه می گذرد و همه دارند اذیت می‌شوند اما میوه باید برسد. طوری شد که آن اتفاقات و درگیری کف خیابان‌ها، آخر قصه اینطور شد که مسعود و سپهسالار با همدیگر لباس زنانه و ماتیک به لب زده، با دامن فرار می کنند. تا همین الآن که سپهسالار نطق فرمودند حمایت از جبهه موسوم به سبز و اینها هنوز عنایاتشان برسر نیروهای مقاوم! این جبهه مستدام است! فردای آن روز آمدیم بیرون و مرگ بر فلان و درود بر فلان سردادیم اما شب بخیر! فایده ندارد خواص! شما باید زودتر این اتفاق را می فهمیدید. امروز مرگ بر فلان دیگر فایده ای ندارد. اگرچه باز هم خون رسوا کرد وگرنه اگر قرار بود این اتفاق کش پیدا کند، خدا می داند چه اتفاقی می خواست بیافتد. خدا می داند چه قدر بیشتر خون ریخته می شد.

پس تا اینجا وارث یک چنین اتفاقاتی هستیم. از این به بعد، یک سری باید حواسشان باشد. مادرم و پدرم رأی دادی به بنی‌صدر اشکال ندارد، خدا اگر فردا ازتو نمی‌پرسد چرا رأی دادی به این آدم جاسوس و خائن و ملعون، همین که رأی دادی مأجور هستی، برای اینکه همه شواهد و قرائن حاکی از این بود که او یک آدم مؤمن است اما از این به بعد اگر بخواهی پافشاری کنی روی رأیی که دادی، درست نیست.

یک مقدار جلوتر برویم و برگردیم و یک تلنگری بزنیم. نیروهای مسعود نیروهایی نیستند که همه آنها تخم حرام باشند، ولدالزنا باشند، نه خیلی از آنها را می شناسم، رفیق‌های من بودند، بچه محل و بچه مسجدی بودند، در دانشگاه با هم بزرگ شدیم. اما یک‌دفعه وقتی می‌گفتنی حسین جان این حرفها چیست تو می زنی عزیزم؟ می‌گفت نه ما باید برای مبارزه با امپریالیسم متحد شویم و نمی شود با نیروهای مرتجع همدم شد... این حرف‌های گنده را برای این بچه‌ها زدند و بعد با یک عنوان رئیس جنبش جوانان فلان منطقه، مسئول پخش روزنامه چهارراه سلسبیل، مسئول فلان... اغفال می‌کردند، مسئولیت می‌دادند و بچه هم فکر می کرد خبری است. تا اینکه داستان کردستان پیش آمد و بعد این جماعت آنجا رفتند و زندگی و خط تشکیل دادند و بعد هم راهی عراق و چکمه لیسی صدام شدند تا امروز که در خدمت شما هستیم دنبال جلسه با نتانیاهو و باراک و عبدالله اردنی ننه انگلیسی هستند که یا اینجا بروند و یا آنجا. کار به کجا می رسد؟ انحراف یک‌دفعه چنین زاوایه ای نمی گیرد، اول فاصله کم است، بچه مسلمان است، همسایه ات است. عناد می کند و روی تفکرات باطلش لجاجت می کند. ناراحتی امروز برای پسر شهید و یا همسر شهیدی که در جبهه مخالف تو قرار گرفته چیز جدیدی نیست، از چه ناراحتی؟ این، یک جریان تاریخی است. اگرچه از این بابت که امروز در روزنامه اعتماد پسر عزیزم، پسر دلبندم حاج همت این مطالب را نوشت و یا از قولش نوشتند و آن حرف‌ها زده شد باید بروم چندین شب خون گریه کنم. به هرحال یک بخشی از آن را هم من مقصرم که بچه رفیقم را رها کردم اما چه‌کار می توانستم بکنم؟ وقتی که در دانشگاه به بچه مطالب نادرست یاد می‌دهند، تا کجا دنبال او باشم؟ ندیدی دیشب آن 3 تفنگدار را در تلویزیون آوردند، صحبت می کردند. می دانید که چه کسانی بودند؟ وقتی نشانشان می داد گفت ما باور نمی کنیم آقای حجاریان و آقای عطریانفر شما به‌عنوان علمداران این جبهه یک دفعه در طول 20 روز برگشتید، چه اتفاقی افتاد؟ راست می گویند آنجا چیزخورتان کردند؟! این چیزهایی که کروبی می گوید؟ این اتفاق‌ها که افتاده؟ براساس این چیزها نظر شما برگشت. گفتند نه، تفکرات وارداتی ما ناشی از ماکس وبر و کوپر و امثالهم بود که خودشان مسموم هستند. با این تفکرات نمی شود یک خم این انقلاب را گرفت و آن را زمین زد. کتب درسی دانشگاه های ما مسموم، اساتیدی که خود ما باشیم مسموم، این کتاب‌ها را به خورد دانشجوان خودمان در طول سال‌ها دادیم، نتیجه آن هم کف خیابان، درگیری است. اگر دولت و نظام این تقصیر و پوزش ما را بپذیرد، می گوییم برای شما که این اتفاق برای چه چیزی افتاد؟

پریروز به جاسبی گفتم این حرف‌هایی که اینها می زنند مشخصاً به جنابعالی و آموزه ها و این کتب درسی مریض و مسموم و اساتید سکولار برمی گردد. اینها بنا داشتند جمهوری اسلامی اسمش جمهوری باشد اما از درون پوچ و بی محتوا باشد. پیش از آنکه برای پسر حاج ابراهیم همت ناراحت باشیم، باید مرکز فساد را که این فساد را پمپا‍ژ می کند، خشکاند. مگر دیوانه ایم برویم کف خیابان و شروع کنم با چوب و چماق دنبال اینها بیفتیم؟ البته وقتی امنیت نظام به مخاطره بیفتد، با کسی شوخی نداریم، جزء آموزه های دینی علی‌ابن‌ابی‌طالب است. آقا اینها که در برابر ما قرار گرفته‌اند، همه پسرخاله و پسرعموی ما هستند، مگر می شود به جنگ اینها رفت؟ بله باید برویم. نبرد اول با ناکثین. یک مأموریت برون مرزی به من بده تا در این نبرد نباشم. این طلحه است، این زبیر است، این ام المؤمنین است، تا دیروز با همدیگر شمشیر می زدید، اینها حافظان قرآنند. همه گیج شدند که کدام درست می گوید؟ فرمود "اعرف الحق، تعرف اهله"، برو حق را بشناس سپس به اهلش ایمان بیاور. اگر هم نتوانستی تشخیص بدهی، برو تا این وضعیت را نبینی. این صحنه مال تو نیست، این صحنه مال اهل بصیرت است. فرمود: "لا یحمل هذا العلم، الا اهل البصر و الصبر"، در زیر بیرق من نمی مانند الا انسان‌های بصیر و صابر.

نبرد دوم اتفاق افتاد، دو مرتبه سینه به سینه همدیگر که داستان را بهتر از من می دانید. فقط یک مرور کوچک؛ دقیقه 90 قرآن‌ها سر نیزه رفت. باز جبهه اسلام گیج شد، فرمود قرآن را با همه قداستی که دارد پاره کنید، قرآنها را بزنید، هیچ ایرادی ندارد، اینها ورق پاره هایی هستند که عن‌قریب در زیر پوتین های شما و سم اسبان شما می روند. قرآن ناطق من امیرالمؤمنین هستم. سپاه اسلام کم آورد و شد آن فتنه ای که نباید می شد.

نبرد سوم، نبرد با مارقین که به مراتب سخت تر، پیچیده تر و بغرنج تر است. نبردی که وقتی امیرالمؤمنین ابن عباس را فرستاد، فرمود برو با اینها صحبت کن، بشارت بده و نصیحت‌شان کن اما حواست باشد با اینها از در قرآن محاجه نکن، فقط راجع به سیره وسنت نبوی با آن‌ها صحبت کن. ابن عباس رفت و برگشت، آقا دید که پای ابن عباس می لرزد. گفت ‌آقا اینها چه کسانی بودند مرا نزدشان برای مذاکره فرستادی؟ یک آیه قرآن می آوردی، ده تا جواب می دادند، از اثرات سجده های طولانی، پیشانی آنها کبره بسته بود. مع الوصف 4هزار نفر از اینها جدا شدند، 4هزار نفر ماندند. زمانی که به مصاف امیرالمؤمنین و سپاه اسلام آمدند می گویند که الیوم یوم دهر الجنه این شمشیرهایشان را قلاب کرده بودند و می گفتند که امروز هر که در برابر علی کشته شود، روز ورود او به بهشت الهی است. در دو، سه ساعت، 4 هزار نفر آن‌ها کشته شدند و فقط 5 نفر فرار کردند. فرمودند یا امیرالمؤمنین تهشان را درآوردی. آقا فرمودند اشتباه می کنید باز هم در رحم مادرانشان و صلب پدرانشان تولید مثل خواهند کرد و این قصه بازهم اتفاق می افتد. شما نمی توانید اینها را تشخیص دهید، خیلی پیچیده هستند. قبل از این نبرد، آقا این را برای این روزها پیش بینی کرده بود.

پس از این فتنه، فتنه ای دیگر به وجود می آید که به مراتب شکننده تر از آن است. در اثر این فتنه، دل‌هایی که محکم و استوار بودند، گرفتار انحراف می شوند و مردانی پس از سلامت ایمان منحرف می گردند. با وجود این فتنه، تمایلات مردم تغییر می کند و اعتقادات با یکدیگر مشتبه می شود و تشخیص صحیح و نادرست دشوار می گردد. هرکه با آن مبارزه کند، او را درهم می شکند و هرکه بخواهد آن را خاموش کند، او را نابود سازد. فتنه گران در میان آن فتنه مثل دسته هایی از گورخران وحشی یکدیگر را گاز می گیرند. در آن زمان رشته دین از هم جدا شده و علایم راه راست پنهان گردیده و چشمه حکمت خشک خواهد شد ولی ستمگران در آن فتنه به سخن می آیند و بیابان نشینان را با زجر ستم بیازارند و با سینه مرکب ستم آنها را خرد کنند. انسان‌های تک‌رو نابود شوند و سواران در جلوگیری از آن هلاک شوند. آری آن فتنه با سرنوشتی تلخ برای مردم وارد می شود و خون‌های تازه ای را می‌طلبد و به دین خدا ضربه وارد می کند و پیمان‌ها و عهدهای استوار یقین را می پوساند.

"آقا" دو ماه و نیم است که در هر سخنرانی بر این فتنه تأکید می‌کنند، معلوم است اتفاق سختی افتاده است. اتفاقی که فقط یک مناظره و یک جنگ تبلیغاتی نبود پریشب برگشت گفت که مطمئن شدیم این یک جریان براندازی نظام بود که از بیرون فتنه کلید خورده بود اما از داخل همراهی می شد. بگذارید این روزها کمی غبار بخوابد. اگر یک مناظره تبلیغاتی برای رسیدن به قدرت بود، با جورج سورس هماهنگی چرا؟ یهودی بی‌شرفی که با جین شارپ تئوریسین انقلاب‌های مخملین در بیرون فعالیت می کنند. اگر که فقط و فقط یک مناظره برای رأی آوردن و ریاست جمهوری بود، پول برای NGOها از جیب این مردم بدبخت و بیچاره چرا؟ پول از دانشگاه آزاد چرا؟ اگر که فقط یک انتخابات بود، پول گرفتن از کشورهای عربی چرا؟ برای حزب باران‌تان و برای این کارها پول های خودتان بود آوردید با آن 400، 500 هزار مانتو فیروزه ای درست کردید ریختید در کف خیابان و این مسخره بازی‌ها؟

حرمتی که آقا فرمودند از نظام شکستند، اینها را ما پیگیری خواهیم کرد، حرمت شکسته شده‌ای که سالیان سال نمی شود، آن را به همین راحتی پاک کرد. چه اتفاقاتی افتاد؟ چه کسانی گیج شدند؟ چه کسانی کم آوردند؟ همان افرادی که تا دیروز میلیاردی به آنها می دادند فیلم چهل سرباز می ساختند و می رفتند پیش "آقا"، مولای ما، مقتدای ما می‌گفتند، با یک سیلی خوردن یک بچه که نمی دانیم آن هم واقعیت دارد یا نه، امروز سمفونی های ای کاش می نویسند. آنهایی که تا دیروز پول و وام کلان و بساط فیلم‌سازی‌اشان به راه بود و فیلم می ساختند و کار هم نداشتند نظام و جبهه و خط دست کیست؟ عزیز من آقای مجید مجیدی قبول که جلوی آقا گریه کردید و گفتید آقا چرا اینگونه شده، آن زمان جبهه و جنگ، پیرزن دو تا تخم مرغش را می داد، آن همه اخلاص کجا رفت؟ حضرت آقا در جا جواب دادند و گفتند آقای فلانی روح لطیفی دارند ولی آقای فلانی این تلخی هایی که شما این‌دفعه دیدید زمان جبهه و جنگ و مقطع ما هم وجود داشت. همان موقعی که در جبهه شیرینی وجود داشت، این پشت هم همین لجن پراکنی ها بود. این روزها هم باید دو تای آنها را با هم ببینی. اما باید به ایشان گفت که آقای مجید مجیدی شبی که تو آن فیلم را درست کردی مقابل احمدی‌نژاد و آن هنرپیشه را که خودت آمدی گفت آقا من قسم می‌خورم نمی دانستم طرف هنرپیشه بوده، کاری ندارم فیلم تو جبهه اسلام را شکست. احساس کردی که ممکن است آن طرف رأی بیاورد و تو آن کار را برای آنها انجام دادی. اهل فن می دانند، وقتی فیلم را دیدند شکست جبهه اسلام بود. خیلی عالی کار کرده بودی. دمت گرم! به خاطر هنرنمایی‌ات. اما گاف دادی، برای یک عمر باید جواب خدا را بدهی. گفت لعن الله امة اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالک آنهایی که آمدند در این صحنه و تیر انداختند، آنهایی که رضایت دادند و آنهایی که فقط یک سر تکان دادند. شنیدند حسین بن علی کشته شد آنهایی که یک لبخندی زدند و فحوای دلشان رضایت داد. خدا می داند که آن سی دی 90 سیاسی پاهای کسانی را از رفیقان من لرزاند که روی اسم آوردن آنها را ندارم. در آن شب‌های فتنه که بچه با همه ندانستنی‌هایش که این اشخاص را نمی شناسد، می خواهد تصمیم بگیرد که به چه کسی رأی دهد، چه کسی راست می گوید و چه کسی نه!

ناصر جان روزی که نتایج انتخابات اعلام شد، فردایش یکشنبه، آنها اعلام کردند که به میدان ولیعصر می آیند، حزب‌الله هم اعلام کرد که به میدان ولی عصر می آییم. رفتیم، حزب الله غالب شد، دیدیم آنها دارند صحنه را ترک می کنند اما خوردیم سینه به سینه همدیگر، توی سینه پسرعمویم، هم گردانیم، با جانبازی 80 درصد، یک پا قطع، چشم ندارد، گفت حاج سعید کدام طرفی هستی گفتم با این جماعت. گفت اینها؟! ‌اینها به ضلالتند، بیا با ما. می خواهیم برویم میدان ونک، بعد هم می خواهیم صداوسیما را بگیریم، زدم پشتش گفتم خداحافظت باشد. اما بعد از چند دقیقه پاهای من سست شد. گفتم یا اباالفضل العباس عجب اتفاقی می خواهد بیافتد. من در کل این 10 سال جنگ، نه در کردستانش نه در جنگ عراقش ندیده بودم. آنجا که کردستان بود، یک اتفاقات خاصی می‌افتاد، این طرف هم عراق بود و مشخص بود.

یا امیرالمؤمنین چه بود آن اتفاقاتی که برای شما افتاد. باید به جنگ مقابل پسرعمو، برادر و پسرم بروم. باید بیایی در مقابل صداوسیمایی دفاع کنی که خودت قبلاً قبولش نداری. چون اگر بیاید آنجا و برودند بالا و با همه عناصری که آنجا هستند، میکروفون را بگیرد، یک لحظه بگوید اینجا موج سبز است انقلاب اسلامی و تهران به دست اشغالگران فتح شد و یا برنده می‌دانیم، می فهمی یعنی چه؟ و تو آنجا بایستی، بروی در مقابل اهل قبله بایستی. این آن فتنه آخرالزمانی است که خدا نکند این اتفاق دوباره بیفتد. خیلی سخت است. اثرش همین الآن در خانه هایمان هست. حتی اگر موفق هم نشوند که این داستان را کش بدهند، در دانشگاه باز هم برنده میدان هستند. متأسفانه چرا؟ چون جنگ را به داخل کشیدند. تو دیگر دغدغه لبنان و فلسطین را نداری. کما اینکه 30 سال بود از این حرف‌ها نمی شنیدیم "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" جرأت نمی کردند از این حرف‌ها بزنند. چه کسی حرمت را شکست؟ آنها که بودند، از قبل چیز جدیدی تشکل نشده است. دو میلیون نفرند این همه خانواده ساواکی کجا رفتند، این همه خانواده جوجه های مسعود رجوی کجا رفتند، این همه معارض، اینها یک عِده و عُده‌ای دارند، عزیز من، این که چیز جدیدی نیست. همیشه بودند، هروقت فرصت پیدا کنند، صف آرایی می آیند. اما این را بدان پسرم دخترم، آن مسعود رجوی را من در مرصاد درک کردم و تا آخرش جنگیدیم و قرار نبود آن اتفاق پیش بیاید اما مع الوصف همچنین که دیدند که تو دیگر انگیزه برای استمرار جنگ نداری و آن قطعنامه امضا شد و برای روح الله زهرنامه شد، گازشان را گرفتند و دوباره آمدند. امضا دادی آتش بس دیگر نامردها. امضا دادیم باشد آتش بس می کنیم برای دفاع و حق قانونی مشروعمان نمی جنگیم، سلاح زمین شلیک نمی کنیم تا گروهی از سازمان ملل بیاید متجاوز را اعلام کند و غرامت را به تجاوز شده بپردازد. این کار ها را کردند؟ تاریخ نوشت یکبار دیگر هجمه کردند مثل چنین روزهایی آمدند روی جاده آسفالته اهواز- خرمشهر. فقط مرصاد نبود، آمدند در مهران و پل فلزی کرخه و دهلران و اسلام آباد تا تکه آخر آن قصر شیرین که نیروهای مسعود و مریم دارند داخل می‌شوند. تاریخ نوشت در این مقطع 80 درصد زمین‌هایی که در طول 8 سال دفاع مقدس آزاد کرده بودی، ظرف 5 روز از تو گرفتند، اینها را برایت بازگو کردند یا فقط فتح و پیروزی خرمشهر را سر می‌دهند؟ خدا نکند عقب نشینی ها را ببینی، وقتی همه سلاح ها را می اندازند و می گویند آمدند. ولی امام هم هست، حزب الله هم هست، آقا هم هست. اینها نوشته شده در سر و سینه ما

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چون گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خوره ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است، آورده ایم

اگر داغ شرط است، ما برده ایم

اگر دشنه‌ی دشمنان، گردنیم

اگر خنجر دوستان، گرده ایم

گواهی بخواهید، اینک گواه

همین زخم هایی که نشمرده ایم

دلی سربلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده ایم

شبی که مسعود داشت حمله می کرد، نرفته بود عرق سگی بزند، نرفته بود کارهای خلاف دیگر انجام دهد. بگویم کجا بود؟ حرم ابوالفضل العباس با نیروهایش. الله اکبر از این تاریخ. فیلم آن هست، نیروها را مجهز از سوئد، دانمارک، هلند، شمال، جنوب و غرب در حرم حضرت ابوالفضل العباس جمع کرده. مسعود دارد مقاله های کاریزماتیک خود را آنجا می خواند، سخنرانی می‌کرد. وقتی که بالای سر میرزا کوچک خان جنگلی 200 هزار نفر صحبت می کردند، همه غش می کردند. چیز چیز هم نمی کرد و حرف هم بلد بود. این‌قدر خاطرخواه داشت. ابوالفضل العباس به حق دست‌های بریده ات قسم می خوریم که امروز بسیج شده ایم برای سرنگونی حکومت فلانی و تا بینی دشمنان شما را به خاک نمالیم، چنین می کنیم و فلان نمی کنیم. در جیب نیروهایش وصیت نامه هایشان همان بچه محلی‌های من، این بود که یا امام غریب داریم می آییم و کربلا را آزاد می کنیم. عمری بود داغ دل داشتیم، عن‌قریب کربلا را آزاد می کنیم. یک عمر دعا می کردی یا لیتنی کنا معک ای کاش حاجی با تو بودم، در کنار حاج همت می جنگم. تمام شد دیگر، برو فکری به حال خودت کن. علم امروز دست تو است. قرار است تو باشی جای حسن باقری. آقا باه تو دلبسته که با تو خط تشکیل دهد. کجا هست خط؟ علمدارهای آنها کیانند؟ این جبهه که تشکیل شده است، کجاست؟ آقا فرمود جبهه نرم همانطور که در جبهه سخت مواضع و سنگرهای ما را می زنند، در جبهه نرم اعتقادات ما، ایمان و باورهای ما را بمباران می کنند و کردند و جواب هم گرفتند. این تهران را دیدیم که رأی قاطبه اش پشت سر آقا نبود، شهرستانی ها و پاپتی ها و آنهایی که کمتر مسموم شده بودند، پشت سر آقا ایستادند. اتفاق ناگواری است که افتاده و حضرت آقا هم ناراحت است. اگرچه از این بابت زیاد هم ناراحت نیستیم. ما از آن روزها باید بترسیم که دمپایی پوشها و کفش ملی پوش‌های شوش و شهرری پشت ولایت نباشند. اگر آنها پشت خط را رها کردند، آن روز باید بترسی. وگرنه در نهایت اگر در دانشگاه تهران 4 تا بادکنک سبز هوا کردند، چه می‌شود؟

سعید حجاریان هم می گوید نه واقعاً ‌اینجا وضع ما خیلی خوب بود، اینجا زندان نبود، سونا و جکوزی به راه بود، ضمن اینکه ما احتیاج داشتیم. عطریانفر گفت اگر یک شرایطی مثل زندان بود، 20 روز خلسه ای که فشار نیروهای جانبی به ما وارد نشود، فکر آزاد داشته باشیم، می فهمیدیم که داریم اشتباه می کنیم. شما هم باید به این عزیزان بگویید عزیزم پسرم دخترم لجاجت نکن. البته با اعتقادات نمی شود بازی کرد که خیلی‌ها هم دارند مقاومت می کنند ولی آنهایی که بریدند واقعاً‌ بریدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 12:21  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 17:9  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

 

خواهران حسنی

به كوشش: رحيم محمدي

مدتي بود كه مي خواستيم با او مصاحبه كنيم و براي پيدا كردن شماره تماس او به هر دري مي زديم و از هر كسي كه فكر مي كرديم مي تواند به ما كمك كند، راهنمايي مي خواستيم. شنيده بوديم كه رغبتي به گفت وگو با رسانه ها ندارد اما اين مانع از جست وجوي ما نمي شد. تا اينكه بالاخره پس از پيگيري هاي زياد شماره تلفنش را پيدا كرديم. از اين جا به بعد برخلاف انتظارمان خيلي زود به نتيجه رسيد و بلافاصله با نظر او قرار مصاحبه را درفتر نشريه گذاشتيم. او كسي جز «سيده زهرا حسيني» بانوي حماسه ساز خرمشهري و راوي كتاب «دا» نبود.
حدود ساعت چهار بعد از ظهر يك روز پركار و شلوغ كاري، همانطور كه وعده داده بود به همراه همسرش كه جانباز دفاع مقدس و بازنشسته سپاه بود به دفتر نشريه آمد. پس از احوالپرسي هاي معمول و گلايه از اينكه چرا هفته نامه صبح صادق دير سراغش را گرفته و شرح ماجراي جست وجوي طولاني مدت ايشان، قرار شد دو گفت وگوي مجزا؛ يكي در خصوص سرگذشت او و ماجراي خرمشهر و جنگ و ديگري با محوريت كتاب «دا» پرفروش ترين كتاب در بيست و دومين نمايشگاه بين المللي كتاب جمهوري اسلامي ايران كه حاوي خاطرات ايشان است، با وي انجام دهيم. خانم حسيني عليرغم وضعيت جسمي و ناراحتي هاي ناشي از مجروحيت تا حدود ساعت هفت ميهمان ما بود و با صبر و حوصله به پرسش هاي ما پاسخ داد.
راستي فراموشي كردم كه بگويم خانم حسيني درباره مصاحبه با رسانه ها شنيده ما را تأييد كرد و گفت: «خيلي علاقه اي به مصاحبه و گفت وگو ندارم و اگر الآن هم اينجا هستم فقط به خاطر اين است كه صبح صادق نشريه سپاه است و سپاه و پاسداران براي من از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردار هستند.»ناگفته نماند كه «سيده زهرا حسيني» جزء 150 نفر مدافع خرمشهر بوده كه الآن كمتر از 10 نفر آنها در قيد حيات هستند. به مناسبت سالروز آزادسازي خرمشهر، گفت وگوي ما را با وي بخوانيد:

¤ به عنوان اولين سوال، مختصري از وضعيت زندگي خود و خانواده تان بگوييد.

در سال 1342 در خانواده اي مذهبي به دنيا آمدم. پدرم ارادت خاصي به روحانيت و مرجعيت داشت و هميشه تصاوير آيات عظام بروجردي، امام خميني (ره) و آيت الله حكيم را در منزل نگاه داري مي كرد. او انساني مذهبي و مقيد به مذهب تشيع، ائمه اطهار (ع) بود.
من در خانواده اي بزرگ شدم كه به همراه دو خواهر و پنج برادر، خانواده پرجمعيتي را تشكيل مي داديم. پدر و مادرم سال ها قبل از انقلاب به دليل خشكسالي و عدم اشتغال پدرم، مجبور مي شوند خرمشهر را به مقصد بصره كه در آن زمان بندر پررونقي بود ترك كنند و در سال 1348 مجدداً به خرمشهر باز مي گردند و در اين شهر سكني مي گزينند.
پدرم در آن زمان فعاليت سياسي نيز داشت، به طوري كه يك بار توسط مأموران حكومتي عراق به دليل همين فعاليت ها دستگير و تحت بازجويي و شكنجه قرار مي گيرد. فعاليت سياسي پدرم باعث شده بود زماني هم كه در سال 1349 به همراه دو برادرم علي و محسن به ايلام رفته بودند چون ورودشان مصادف با انفجار پادگان ايلام توسط انقلابيون مي شود، پدرم را به عنوان مظنون دستگير و ماه ها تحت بازجويي و شكنجه قرار دهند.
بعد از اين ماجرا پدرم هر كجا براي استخدام مراجعه مي كرد، قبولش نمي كردند به همين جهت به دستفروشي و باربري روي آورد تا اينكه در اواخر دهه 50 به استخدام شهرداري درآمد و به عنوان خدمتگزار مشغول كار شد. همزمان با اوج گيري قيام هاي مردمي عليه حكومت شاهنشاهي، پدرم به همراه برادرم علي اعلاميه هاي حضرت امام (ره) را مخفيانه تكثير و توزيع مي كردند و اين جريان ادامه داشت تا اينكه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد.
بعد از انقلاب پدرم به عضويت بسيج درآمد و برادرم علي نيز به جهاد سازندگي پيوست و بعد از هفت، هشت ماه فعاليت در جهاد سازندگي، عضو سپاه پاسداران شد.
من هم كه دختر ارشد خانواده و مادر دوم خواهر و برادرهاي كوچكتر از خودم بودم، متأسفانه عليرغم استعداد و علاقه فراوان به تحصيل، به دليل شرايط اجتماعي آن زمان، نتوانستم بعد از اتمام كلاس پنجم ابتدايي به مقاطع بالاتر بروم.
چون فرزند يك خانواده مذهبي بودم، پدرم علاقه نداشت قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران دخترانش به دليل جو فرهنگي و اجتماعي دوران پهلوي فاسد، زياد در مجامع عمومي حضور پيدا كنند اما پس از پيروزي انقلاب اين فرصت را پيدا كرديم تا با شركت در كلاس هاي قرآني و همكاري با حزب جمهوري اسلامي و ديگر فعاليت هاي فرهنگي، در اجتماع حضور پيدا كنيم.

¤ از ماجراي حمله ارتش بعث عراق به خرمشهر بگوييد و اينكه چگونه به جمع مدافعان خرمشهر پيوستيد؟

درگيري هاي ما با ارتش بعث عراق بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در كشورمان آغاز شد. درگيري هايي كه با حمايت مادي و معنوي آمريكا شروع شد. چون آمريكا و ديگر كشورهاي استكباري پايگاه خود را در ايران به واسطه پيروزي انقلاب اسلامي از دست داده بودند، براي جبران اين شكست، گروهك هاي فريب خورده داخلي را براي اقدام نظامي عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران تجهيز كردند. اين گروهك ها نيز با بمب گذاري، ترور فيزيكي و راه انداختن جنگ عجم و عرب كار خود را شروع كردند و اين روند با درگيري مرزي ميان ايران و عراق ادامه يافت. در واقع جنگ ايران و عراق از همان روزهاي اول سال 1358 شروع شد چرا كه در اين سال ناوچه هاي عراقي وارد حريم آبي كشورمان مي شوند، بدون دليل به سوي مرزبانان ها آتش مي گشايند و حريم هوايي شهرهاي مرزي را هم بارها توسط هواپيماهاي شناسايي و جاسوسي نقض مي كنند.
به اين صورت روند ياد شده ادامه پيدا مي كند تا فروردين 1359 كه از اين تاريخ به بعد درگيري ها شدت مي يابد به نحوي كه هر چه از فروردين به شهريور نزديك مي شويم، به تعداد شهدا و مجروحان ما نيز هر روز افزوده مي شود.
بدين ترتيب پس از حمله سراسري ارتش عراق در 31 شهريور 1359 به مرزهاي كشورمان، متجاوزان در تاريخ 10 مهر 1359 به خرمشهر مي رسند و شبانه با يورش به شهر، مردم را در خواب قتل عام مي كنند.
آن زمان 1
7 سال بيشتر نداشتم و وقتي متوجه شدم، سعي كردم هر كمكي مي توانم براي مردم شهر انجام دهم. از اين رو به بيمارستان شهر رفتم تا مجروحان حملات را ياري كنم اما چون هيچ دوره امدادگري را نديده بودم، نتوانستم كمكي كنم حتي زماني هم كه براي اهداي خون رفتم به دليل پايين بودن سن و وزنم، قبول نكردند.
اين موضوع باعث شد تا به قبرستان شهر كه در محله جنت آباد خرمشهر بود بروم. در آنجا با مشاهده بسياري از شهدا كه در ميان آنها از كودك شيرخواره تا زنان و مردان كهنسال به چشم مي خوردند، بر روي زمين مانده بودند، تصميم گرفتم به غسالخانه بروم و به افرادي كه در آنجا مشغول كفن و دفن شهدا بودند كمك كنم. بعد از غسالخانه به مسجد جامع خرمشهر رفتم و در آنجا دوره هاي امدادگري را آموختم علاوه بر اين آموزش به كارگيري و تعمير اسلحه را نيز فراگرفتم حتي در گلوله گذاري خشاب هايي كه براي رزمندگان خطوط درگيري ارسال مي شد كمك هايي را انجام مي دادم.
همچنين در جمع آوري مردم از سطح شهر و فرستادن آنها به ديگر شهرها نيز مدافعان خرمشهر را ياري مي كردم. در واقع هر كجا كه نيازي احساس مي شد زنان و دختران خرمشهري از هيچ تلاش و كوششي دريغ نمي كردند.

¤ در اينجا يك تحريف واقعيتي صورت گرفته است و آن اينكه گفته مي شد خرمشهري ها در زمان هجوم متجاوزان به استقبال آنها رفتند و از بعثي ها پذيرايي كردند ، شما به عنوان يك خرمشهري اين تحريف واقعيت را چطور ارزيابي مي كنيد؟

به طور يقين كساني كه اين حرف را مي زنند هيچ وقت خودشان در جنگ نبودند و آن روزها را نديدند. در حقيقت، اين ادعايي پوچ بيش نيست. دليل پوچي اين ادعا هم اين است كه پس از محاصره شهر، وقتي هواپيماهاي عراقي اطلاعيه هاي تبليغي خود را بر سر مردم مي ريختند، در اطلاعيه هايشان نوشته بودند عرب هاي ايران برادر ما هستند و از آنها مي خواهيم در برابر ارتش بعث عراق مقاومت نكنند و زمان ورودشان از آنها استقبال كنند.
نكته ديگر اينكه بيشتر پاسداران خرمشهر عرب زبان بودند و تا آخرين لحظات از شهر دفاع كردند. از سوي ديگر منطقه اي در اطراف مولوي خرمشهر وجود داشت كه ساكنان آن صددرصد عرب زبان بودند و حاضر نبودند به هيچ وجه از شهر خارج شوند به همين جهت وقتي بعثي ها به آن محله رسيدند در مدت سه روز اشغال آنجا، فجيع ترين جنايات را در حق مردم آن محله انجام دادند. شدت جنايات به حدي بود كه بازماندگان آنها دچار مشكلات و بيماري هاي روحي و رواني شدند. بنابراين با توجه به موضوع ذكر شده فكر نمي كنم هيچ عقل سليمي به استقبال چنين دشمني رفته باشد.
در واقع وقتي اين مردم علي رغم تمام كارشكني هاي دولت بني صدر خائن رسيدن به فيض عظيم شهادت را به ذلت اسارت ترجيح مي دهند و در اين راه تمام مصائب و سختي ها را تحمل مي كنند، چگونه مي توانند به استقبال دشمن شان بروند.
در اينجا لازم مي دانم يادي هم از شهيدان اقارب پرست و جهان آرا و سرهنگ رضوي فرمانده وقت پاسگاه ژاندارمري خرمشهر و تمام شهيدان و بازماندگان حماسه 3
4 روزه مقاومت مردم خرمشهر در برابر ارتش مجهز بعث عراق داشته باشيم.

¤ به عنوان يك زن مجاهد و مدافع خرمشهري، نقش زنان را در دوران دفاع مقدس چگونه ارزيابي مي كنيد؟

نقش زنان در دوران دفاع مقدس كمتر از مردان نبود چرا كه اگر غير از اين بود جنگ به صورت ديگري به اتمام مي رسيد.
زنان از همان روزهاي اول دفاع مقدس هر آنچه مي توانستند از آشپزي كردن، شستن لباس رزمندگان، رسيدگي به وضعيت شهدا و جانبازان، مشاركت در نبردهاي مسلحانه و... انجام مي دادند و در اين مسير تعداد زيادي از زنان شهيد، جانباز و حتي اسير شدند.
اگر حمايت و پشتيباني خانم ها نبود، آقايان در جنگ اين موفقيت ها را كسب نمي كردند. در واقع بار اصلي جنگ بر روي دوش زنان بود. چرا كه اگر همسري با رفتن شوهر، فرزند، برادر و پدرش به جبهه ها مخالفت مي كرد، اين تعداد نيرو به جبهه ها اعزام نمي شد. حتي آن تعدادي هم كه مي رفتند همواره نگران خانواده بودند و نمي توانستند با خيالي آسوده به نبرد بپردازند. پس زن مسلمان ايراني همسر، فرزند، برادر و پدر خود را روانه جبهه ها مي كند و خود نيز با هر كمكي كه در پشت جبهه ها مي تواند انجام دهد، آنها را ياري مي كند. در يك جمله مي توانم بگويم زنان پشت جبهه ماندند و با عزت و شرف، كيان خانواده را حفظ كردند. عملي كه باعث شد سند سربلندي و افتخار به نام آنها ثبت شود.
اهميت اين موضوع زماني روشن تر مي شود كه وقتي به جنگ هاي ديگر كشورها نگاه كنيم وقت متوجه مي شويم همسران رزمندگاني كه به مناطق درگيري مي روند بعد از مدتي به دليل غيبت شوهرانشان به فساد كشيده مي شوند و خانواده هايشان متلاشي مي شود.

¤ تا چه زماني در مناطق عملياتي حضور داشتيد؟

در تاريخ 20 مهر 1359 در منطقه گمرك خرمشهر بر اثر اصابت تركش به نزديكي نخاع كمر، مجروح شدم و تا مدتي قادر به حركت نبودم. علاوه بر اين شهادت پدر و برادرم علي نيز مزيد بر علت شد تا جهان آرا با رفتن من به مناطق درگيري مخالفت كند زيرا معتقد بود در اين وضعيت، وظيفه من نگهداري و مراقبت از خواهر و برادرهاي كوچكترم است.
از اين رو تنها چاره براي بازگشت به منطقه را در ازدواج ديدم. بنابراين وقتي همسرم به خواستگاري ام آمد، شرط كردم در صورتي با وي ازدواج مي كنم كه بتوانم مجدداً به منطقه بازگردم و با خانواده ام زندگي كنم. با پذيرفته شدن اين دو شرط از سوي همسرم و ازدواج با وي، به منطقه درگيري بازگشتم اما آن زمان خرمشهر سقوط كرده بود و ما به ناچار در منازل راديو و تلويزيون كه بين خرمشهر و آبادان، نزديك خطوط درگيري بود، ساكن شديم و تا زماني كه مرحله اول عمليات بيت المقدس در فروردين سال 1361 آغاز شد در اين منطقه بوديم. در اين زمان به علت آغاز عمليات آزادسازي خرمشهر تمام همسايگان ما منازل خود را ترك كرده و به ديگر شهرها رفته بودند. ما هم چون تنها شده بوديم به ناچار آنجا را به مقصد اصفهان و سپس تهران ترك كرديم.

¤ همان گونه كه اشاره كرديد شما به اتفاق خيل عظيمي از مردم مناطق جنگي مجبور شديد خانه و كاشانه خود را به مقصد ديگر شهرها ترك كنيد، در اين مدت رفتار مردمي كه ميزبان جنگ زده ها بودند را چطور ديديد؟

اوايل چون اخبار جنگ و وضعيت مناطق جنگي به طور دقيق منتشر نشده و به گوش همه نرسيده بود متأسفانه بعضي از مردم شهرهاي مختلف برخورد مناسبي با خانواده هاي جنگ زده، نداشتند، اما با گذشت زمان و به واسطه درگير شدن آنها با جنگ از طريق بمباران هوايي و موشك باران، فهميدند جنگ زده ها چه رنج و مشقتي را تحمل كرده اند. همين عامل باعث شد نوع رفتارشان با اين خانواده ها بهبود و تغيير يابد و در نهايت در كنار اين خانواده ها مصمم و يك دل دشمن را وادار به تسليم و عقب نشيني كنند. يعني عامل پيروزي ما در جنگ هشت ساله با عراق به بركت انقلاب اسلامي، رهبري حضرت امام خميني (ره) و همدلي مردم بود.

¤ خبر آزادي خرمشهر را كجا شنيديد و واكنش شما به اين خبر چه بود؟

زماني كه گوينده راديو در ساعت 14 اعلام كرد: «خرمشهر آزاد شد.» در يك ساختمان اداري تخليه شده در تهران با ديگر خانواده هاي شهدا و جانبازان مناطق جنگي زندگي مي كرديم كه شنيدن اين خبر باعث شد همراه تمام ساكنان ساختمان به خيابان بياييم و به ابراز شادي و نشاط بپردازيم.
در واقع آن روز تمام تهران شاد بود و همه به يكديگر تبريك مي گفتند ما هم به همراه تعدادي از همسايگان پشت يك دستگاه وانت سوار شديم و تا غروب آفتاب در خيابان هاي تهران گشتيم و هر كجا هم مي رفتيم صداي مارش پيروزي رزمندگان در عمليات بيت المقدس را مي شنيديم.

¤ پس از قبول قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل و پايان جنگ تاكنون چه فعاليت هايي را انجام داده ايد؟

از آن زمان تاكنون همواره در كارهاي فرهنگي به صورت غيررسمي حضور داشته ام و هر كجا لازم بوده و مي ديدم كاري مي توانم انجام دهم، ورود پيدا كرده ام. البته مدتي در موزه شهداي تهران شاغل بودم اما به دليل شرايط خاص جسمي ناشي از مجروحيت خانه نشين شدم.
در اين مدت هيچ گاه از انجام كارهاي فرهنگي براي جوانان غافل نشدم. چرا كه امروز جوانان ما با ناتوي فرهنگي مواجه هستند و اين خطر و تهديدي بسيار بزرگ است. علت اين هجمه هم شكست استكبار جهاني در ميدان رويارويي مستقيم با جوانان ميهن مان است. آنها كه از اين رويارويي نااميد شده اند به شيوه غيرمستقيم يعني استفاده از ابزارهاي مختلف فرهنگي براي به استحاله كشاندن نظام از درون، متوسل شده اند.

¤ آخرين باري كه به خرمشهر رفتيد چه زماني بود؟

نوروز امسال.

¤ وضعيت شهر را چگونه ديديد؟

وضعيت امروز خرمشهر يكي از مسائلي است كه خيلي من را رنج مي دهد زيرا با وجود تمام فداكاري هايي كه براي آزادسازي اين شهر شد، متأسفانه آن طور كه لايق شهر بود براي بازسازي آن كاري انجام نشده است. هر چند بودجه زيادي صرف بهبود وضعيت شهر پس از اتمام جنگ شده ولي بنا به دلايلي همچون اجراي سياست هاي غلط، فقدان مديريت توانا و هوشمند و نبودن نظارت كافي بر عملكردها باعث شده خرمشهر آن گونه كه خرمشهر بود، نشود. شهري كه قبل از جنگ بزرگترين بندر خاورميانه محسوب مي شد، امروز بندري براي تبادل كالا ندارد!
با مشاهده وضعيت فعلي شهر اين سوالات مطرح است، چرا خرمشهر پس از سال ها كه جنگ تمام شده است هنوز بندرش فعال نيست؟ چرا مردمي كه روي نفت خوابيده اند از مزاياي آن بهره مند نشوند و از سطح رفاه خوبي برخوردار نباشند؟ چرا...
زماني كه ارتش صدام به خوزستان حمله كرد يكي از اهدافش دستيابي به نفت و آب شيرين خوزستان بود اما در حال حاضر آب خرمشهر شايد بدترين آب تمام دنيا باشد. مردم از آبي مي نوشند كه داراي آلودگي و انگل است و اين باعث پيدايش بيماري هاي گوارشي و پوستي در ميان آنها شده است. آبي كه اگر در اختيار مردم ساير نقاط كشور قرار گيرد حتي حاضر نيستند دست و صورت خود را با آن بشويند، مردم خرمشهر از آن آب مي نوشند و امورات زندگي خود را سپري مي كنند.
البته در سال هاي اخير با تلاش هاي دولت نهم فعاليت هايي در جهت عمران و آباداني شهر شروع شده است مانند لوله كشي گاز به برخي مناطق، لايروبي كارون و قول مساعد مسئولان مبني بر طرف كردن مشكل آب تا مرداد آينده كه اميدواريم به قولشان عمل كنند.
نكته اي كه بايد اينجا عنوان كرد اين است كه خرمشهر زماني به وضعيت سابق باز مي گردد كه مسئولان منطقه قدرت، شجاعت، مديريت و تعهد را با هم داشته باشند زيرا وقتي مسئولي به قيامت خود اعتقاد داشته باشد وظايف محوله را به نحو مطلوبي انجام مي دهد.

¤ سوال آخر را باز مي گرديم به موضوع سوم خرداد و اينكه آيا برنامه هايي كه هر سال تحت عنوان جشن هاي پيروزي سوم خرداد برگزار مي شود در روند توسعه عمران و آباداني شهر هم تأثيري دارد؟
اين مسئله سوم خرداد تبديل به معضلي براي ساكنان خرمشهر شده است. زيرا در اين روزها گروه هاي مختلف در خرمشهر جمع مي شوند و ميلياردها تومان هزينه مي كنند تا يك مراسم يادبودي براي آزادسازي خرمشهر برگزار كنند و بگويند ما سوم خرداد را گرامي داشتيم.
به نظر من اين كارها هيچ نتيجه مطلوبي به دنبال ندارد و فقط مردم شهر را ناراضي تر از قبل مي كند. مردم خرمشهر مي گويند اين گروه ها هر كاري مي خواهند مي كنند، چند روز تفريح مي كنند و بابت آن حق مأموريت مي گيرند. پس از پايان برنامه هم مي روند تا سال آينده كه مجدد بازگردند و همان كارهاي تكراري را انجام دهند.
اگر واقع بينانه به موضوع نگاه كنيم متوجه مي شويم برگزاري اين برنامه ها هيچ كمكي به عمران و آباداني خرمشهر نمي كند. در حقيقت اگر مي خواهند كمكي به شهر شود اين بودجه ها را به جاي اينكه صرف برنامه هاي صوري مانند اجراي سرود، آتش بازي و امثالهم كنند، در بخش هاي مورد نياز مردم مانند اشتغال و مسكن سرمايه گذاري كنند تا خانواده ها و جوانان بخشي از مشكلات شان به اين ترتيب مرتفع شود. زيرا بخشي از مشكل امروز مردم خرمشهر، معيشت شان است؛ نيازي كه بهائيت و وهابيت از آن سوءاستفاده مي كنند و با صرف هزينه هاي هنگفت سعي در جذب جوانان به سوي خود را دارند.
بنابراين اگر مي خواهيم مشكلات اين شهر را مرتفع كنيم بايد همان گونه كه اشاره شد به جاي انجام برنامه هاي صوري پرهزينه، طرحي اجرا شود تا رونق اقتصادي و تجاري شهر مجددابه خرمشهر بازگردد كه در صورت تحقق اين موضوع، مشكل مسكن، اشتغال، ازدواج و غيره كه خيلي از خانواده ها را رنج مي دهد، مرتفع مي شود.


 با تشكر از فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 11:40  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

خداراسپاس بيكران كه تبليغات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بانيمه خرداد روزي كه پيرجماران آناري به انتظا نشسته بود مصادف گشت

اينكه اين اتفاق راسپاس مي گوييم علل مختلفي دارد امااينكه چرامااين امر رادستمايه متن حاضرقرار داديم يك علت دارد وان اينكه اين مصادف شدن منجر به تكرار نام امام راه امام هدف امام و...امام است

بي شك دراين ايام تبليغات انتخابات نام ارزشمند وبلند امام رازياد مي شنويد كه خود اتفاق خوش يمني است اما مشكل اينست كمي ابهام دارد البته براي آدم ساده اي وخوش باوري مثل بنده حقير.كه كدام امام؟؟؟

اين امام ياآن امام حتما مي پرسيد مگر چند امام داريم .اين امام كدام ااست وآن امام كيست؟؟

اين امام همان امامي بت شكن قرن است همان امامي است كه خواهان محواسرائيل بودامامي كه ستونها كاخ استكبار رابه لرزه دراورد وهنوز كه هنوز است انديشه ويادش خواب راازچشم مستكبران عالم مي ربايد.

اما ان امام كيست؟آن امامي كه دراين ايام مدام آنرا برزبان جاري مي كنند وبعضي نگران انديشه ها ي آنند ويااحساس انحراف ازخط اومي كنند وعده اي ديگر بسيار محزون اند كه فرمان 8ماده آن برزمين مانده وخلاصه مدام فرياد واماما سرمي دهند كيست؟؟؟

آن امامي كه اين عزيزان مي گويند درسخنراني ها واوراق روزنامه جاتشان ومناظره ببخشيد مناقشه (آقا محسن فرمودند ازاين به بعد نگوييم مناظره بنويسيم مناقشه )ودرساير بحثها بخوبي آنرا ترسيم مي كنند:

اول اينكه امام اينها گفته است وشايدمي گويد چندماه يكبار به كاخ اليزه وبريتانياي صغير وديگربزرگان غرب جهت دست بوسي مشرف شويد حالا تحويلتان هم نگرفتند شما مامور به تكليفيد.دوم اينكه بااسرائيل كل كل نكنيد چرامي خواهيد اوراازصحنه روزگار محو كنيدمگر مي شود.اصلا به ماچه ربطي دارد كه اسرائيل بافلسطين مي جنگد به ماچه اين سيدحسن نصرا...(كه كله اش بوي قرمه سبزي مي دهد )بااسرائيل مي جنگد تعامل با همه دنيا نه يك كلمه زياد نه كم.

مطلب بعد اينكه امام اينها مي گويد درسونا وجكوزي و...خصوصي آب تني كنيد اگر وقتي بود سري هم به عوام الناس بزن عجالتا ثواب اقل دارد.

امام اقايان درجلد نمي دونم چند سخنانش فرموده درايام انتخابات اخلاق كيلويي چند نتيجه رابچسب.ودرهمين جلد ازكتاب امام آقايان درمسئله يكي به آخر مانده آمده است كه اگر مردم به شما راي دادندكه وظيفه شان بوده امااگر غير اين بودبدانيد مردم ازعقلانيت بدور شده اند وازنخبگان عقب مانده اند.

امام اينها مي گويداين چند پست مديريتي ارث پدرتان است وحفظ آنهابرشما واجب موكد وعيني است :1-رياست مجمع2- دانشگاه آزادآزاد آزاد غير اسلامي به رياست ملك عبدا...جاسبي 3-مركز تحقيقات براندازي استراتژيك مجمع(شاخه انگليس) 4- مترو تهران (البته فعلا تهران)...واگر كسي هم اعتراض نابجايي كرد برشما واجب است مرگ برديكتاتور راروزي 7مرتبه بعد ازنماز شب بگوييد البته اگر دائم الذكر هستيد ثواب اكمل دارد.

امام اينها خيلي حرف ها زده به طوري كه 3تاكانديدا ازطرف آن امام كه گفتيم آمده تانجاتمان دهند البته خودشان راهم.

راستي امام اينها چطور امامي است كه مي گويد فرياد آزادي خواهي بزنيد ولي بي خيال فلسطين وعراق ...ازعدالت بگوييد اما دركنارش بي خيال دزدي بروبچ.

همچنين امام حضرات مذكور مي گيد شب راروي دلار (باز ببخشيد يورو)وصبح كه بلند شديدساز مبارزه بافساد راازنو كوك كنيد بازبگوييد شهرام رامحاكمه كرديم اينم ازمبارزه بافساد .ديگه ملت واين چند تادانشجو چه مرگشان است

خلاصه سرتان رادرد نياورم امام اين آقايان چه امام پارادكسيكالي  است .ببخشيد بالاي ديپلم بود راستش خودم هم نفهميدم يعني چه؟؟؟چه امام پوپوليستي است باز ببخشيد اينم نمي دونم يعني چي:بابا بي خيال كلا منظورم اينست امام اقايان كمي نه خيلي عجيب وغريب است.به قول بروبچ فرهنگستان متناقض نماست.

دريك كلام اگر ماامام اين آقايان رانخواهيم كه رابايد ببينيم ما امام آمريكايي نمي خواهيم.

ما امام خودمان رامي خواهيم .... براي شادي روح خميني بت شكن صلوات15خرداد 1388

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 20:41  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

کمیته جنگ روانی ستاد میرحسین مصوب کرد

ستاد میرحسین موسوی با سازماندهی آشوب‌های خیابانی در طول 6 روز مانده به انتخابات، عملاً تدارک زودهنگام برای شکست و تمرین دادن حامیان برای شورش‌های خیابانی را آغاز کرد.

به گزارش رجانیوز، بر اساس این طرح، هواداران موسوی باید به حامیان سایر کاندیداها به ویژه احمدی‌نژاد حمله کرده و با ضرب و جرح این حامیان و ایجاد آشوب خیابانی زمینه درگیری با نیروی انتظامی را فراهم کنند.

فحاشی، سنگ‌پرانی و تخریب اموال عمومی از جمله سایر اقدامات هواداران موسوی برای به مقابله کشاندن نیروی انتظامی است تا در اثر این تقابل و ایجاد درگیری احتمالی، فاز مظلوم‌نمایی کلید زده شود.

در این راستا، از عصر روز جمعه، خبر کذبی از سوی حامیان موسوی مبنی بر کشته شدن یکی از هواداران موسوی توسط حامیان احمدی‌نژاد در مشهد مقدس منتشر شده است.


همچنین جمعه شب در میدان نبوت، اصلی‌ترین میدان شرق تهران، موتور یکی از حامیان دکتر احمدی‌نژاد که تصاویر وی بر روی آن نصب شده بود، به آتش کشیده شد.

حامیان موسوی همچنین با هجوم به سمت کلانتری واقع در میدان نبوت اقدام به سنگ‌پرانی و فحاشی علیه ناجا کردند که با هوشیاری نیروهای انتظامی، پروژه درگیری و مظلوم‌نمایی آنان ناکام ماند.

تعدای از اوباش اجاره‌ای در منطقه 17 تهران نیز به دفتر ستاد حامیان دکتر احمدی‌نژاد در این منطقه حمله و به اتومبیل مسئول ستاد خسارت وارد کردند.

پیش‌بینی می‌شود در ادامه الگوگیری از انقلاب‌های رنگین، ستاد موسوی سازماندهی برای تنش و درگیری در سطح شهر و تقابل میان مردم را شدت بخشد.

گفته می‌شود کمیته جنگ روانی ستاد موسوی، عده‌ای را در میادین اصلی شهر برای توهین به مردم و استفاده از تعبیر تند و زننده به نام حامیان احمدی‌نژاد سازماندهی کرده است.

همچنین چوب، چماق و سلاح سرد در انبارهای این ستاد برای درگیری‌های خیابانی نگهداری می‌شود.

رهبر انقلاب در سالروز ارتحال امام(ره) با هشدار نسبت به ایجاد تنش و درگیری از سوی حامیان برخی کاندیداها به شدت از این روند پرهیز داده بودند.رجانیوز

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 20:39  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

پرسش‌هاي روشنگرانه دكتر احمدي‌نژاد و طفره رفتن مهندس موسوي از پاسخ‌هاي صريح و قرائت متن‌هاي از پيش آماده شده، نتيجه انتخابات را 8 روز مانده به 22 خرداد تقريباً نهايي كرد.

به گزارش رجانيوز، در اين مناظره كه از ساعت 22:30 آغاز و تا ساعت 24 ادامه يافت، احمدي‌نژاد به افشاي جزئياتي از حلقه مديريتي و پيوسته 24 ساله كشور پرداخت.

از ابتداي اين مناظره تعدادي از حاميان موسوي و احمدي‌نژاد مقابل درب اصلي سازمان صداوسيما تجمع كردند و در پايان اين گفت‌وگوي 90 دقيقه‌اي حاميان احمدي‌نژاد در واكنش به پيروزي وي بانگ الله اكبر سر دادند و نواي "ياد امام و شهدا" سر دادند.

اين در حالي است كه حاميان موسوي در شب ارتحال امام(ره) در حال دست زدن و سوت و كف هستند.

همچنين در اقدام طراحي شده از سوي ستاد موسوي، تعدادي كاميون‌دار با نصب تصاوير دكتر احمدي‌ن‍ژاد در حال بوق زدن و اخلال در آسايش مردم منطق هستند.رجانیوز

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 20:28  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

ديروز اصفهان يكصدا شور بود وسرور

ديروز اصفهان يكي ازروزهاي واقعاتاريخي رابه خود ديد...

ديروز همه آمده بودند ...

يكي مي گفت ازوقتي مابوديم ميدان امام چنين جمعيتي رابه خود نديده...

درهرگوشه جمعيت ازجمعيت شعاري بلند مي شد...

ازهرتيپ آدمي آمده بود...

كساني رامي ديدي كه درحمايت ازدولت مكتبي شعار مي دادند كه آدم مي گفت اگه خارج ازاينجا اين تيپها راببيني هزار جور فكر ناجور درموردشان مي كني ولي دكتر احمدي نژاد نشان داد كه برعكس بعضي ها انقلابي بودن به تيپ نيست.

ديروز شعارهايي مي دادند كه شنيدنش خالي ازلطف نيست:

مناظره عالي بود.....جاي امام وشهداخالي بود

احمدي نژاد جه كرده دزدا هارورسواكرده

آزادي وانديشه باچيز درست نمي شه

دزدگير 88احمدي احمدي

قيامت قامت وقامت قيامت قيامت مي كند اين قد وقامت

هم چادر وهم روسري ....ماراي مي ديم به احمدي

مناظره به پاشد موسوي كله پاشد

مووسوي موسوي عروسك هاشمي

رئيس جمهور مسير فرودگاه تاميدان امام راتقريبا 4ساعت طي كردند.

يك نفر مي گفت ازدوبي اومدم ازاينكه احمدي نژاد رئيس جمهور بشه احساس افتخار مي كنم چون دردوبي خودم ديدم آقاي دكتر بامردم اونجا برخورد مي كرد ومردمي بودنش رااونجا ديدم...

یکی می گفت احمدی نژاد توقلب مردم دنیا جاداره مدام بلند شعار می داد سلطان قلبها احمدی نژاد...

فشار جمعیت چنان زیاد بود که خیلی ها رابه بیمارستان منتقل کردند

درطول سخنرانی دکتر مردم مدام تکبیر می گفتند ...ابتدای مراسم نیز دعای فرج توسط جمعیت تلاوت شده که این کار تارسیدن دکتر چندین بار تکرار شد...

مردم برا اینکه آقای دکتر زود تربرسند میدان امام مدام صلوات می فرستاند تاپس ازیک انتظار ۴ساعته مسیرفرودگاه تامیدان راطی کردند.

تادو ساعت بعد ازمراسم داخل خیابان ها درحمایت ازدکتر شعار می دادن به طوری که ۹۰درصد خودروهاوعابرین عکس احمدی نژاد راتکان می دادند...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 19:45  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 20:32  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

رييس فرهنگستان هنر در این 20 سال چند صفحه فلسفه هنر ارائه کرده؟ مدیریت "ما نمی‌توانیم" امام را مجبور به پذیرش قطعنامه کرد/ مگر یک‌شبه ژاندارمري، شهرباني، کميته و پليس قضايي را ادغام نکردید؟

حسن عباسی سخنران محبوب جمع‌های دانشجویی، حدود 5 سال قبل در چنین روزهایی بود که سی‌دی‌های برخی سخنرانی‌های وی آرام آرام در میان مردم دست به دست شد و تأکید وی بر خوار کردن ملت ایران توسط دولت وقت و تیم اسبق مذاکره کننده هسته‌ای از عوامل مؤثر در ایجاد عطش برای روی کارآمدن دولتی عدالت‌محور و مقاوم در برابر زورگویی‌ها بود.

به گزارش رجانیوز، عباسی اما در طول این 4 سال با حفظ جلسات درس و سخنرانی‌های خود انتقاداتی نیز به دولت داشت اما گویا وی نیز مانند قاطبه اصولگرایان، فعلاً انتقاداتش را کنار گذاشته و برای بقاء گفتمانی که او نیز در بالندگی‌اش سهمی داشته، تمام قد به دفاع از احمدی‌نژاد آمده است.

بنا بر این گزارش، رئيس مرکز دکترينال امنيت بدون مرز در سالن سیدالشهداء(ع) میهمان وبلاگ‌نویسان جوانی حامی احمدی‌نژاد بود که سید مجتبی ثمره‌هاشمی رئیس ستاد مردمی حمایت از احمدی‌نژاد نیز سلام گرم رئیس‌جمهور را برایشان به همراه خود آورده بود.

در این نشست عباسی پس از تشریح فضای رسانه‌ای کشور و نوع عملیات هریک از طیف‌های رسانه‌ای به تعدادی از شبهات منتقدان پاسخ داد.

به گزارش برنا، رئيس مرکز دکترينال امنيت بدون مرز اظهار داشت: در جريان ادغام دو وزارتخانه جهاد و کشاورزي وقتي سال 79 رهبري ديداري از سپاه داشتند در سيما هم پخش شد که ايشان گلايه داشتند از حذف جهاد و بعدها هم ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 20:25  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

فرمانده ستاد مشترك ارتش رژیم صهیونیستی تأکید کرد: نتوانستیم در جنگ 33 روزه نصرالله را ترور کنیم.

به گزارش رجانیوز به نقل از جروزآلم‌پست، ژنرال دان حالوتس كه با راديو ارتش اين رژيم گفتگو مي كرد، اعتراف كرد كه اسرائيل قصد داشت در جنگ 33 روزه سيد حسن نصر الله را ترور كند ولي موفق نشد.

وی اضافه كرد: تلاش بسياری كرديم تا با كمك فناوري‌های بسيار پيشرفته، مكان نصرالله را شناسايي كرده و وي را ترور كنيم، اما به اين كار موفق نشديم.

حالوتس در زمان جنگ سال ‪ ۲۰۰۶ رئيس ستاد ارتش اسراييل بود كه به دليل ناكامي اسراييل در جنگ و پس از انتشار گزارش انتقادی كميته وينوگراد درباره نتايج جنگ، ناگزير به استعفاء شد.

آخرين بارى كه براى ترور سيد حسن نصرالله اقدام شد، از طريق دست دادن يكى از ديپلمات‌هاى عرب بود كه دستان وی آغشته به ماده ناشناخته كشنده‌اى بود، كه پادزهر آن را فقط بعد از بازگشت اين ديپلمات به وى تزريق مى‌كردند؛ ولى با دخالت يك سازمان خارجى ديگر، اين نقشه كشف و خنثى شد.

رجانیوز

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 20:14  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

khedmatgozar

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:51  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

همایش  دانشجویان حامی دکتر احمدی نژاد

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:49  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

به گزارش "پايگاه اطلاع رساني ستاد هماهنگي حمايت هاي مردمي دكتر احمدي نژاد"، دكتر محمود احمدي نژاد در ادامه سفرهاي استاني هيات دولت در جمع پرشور مردم شهرستان ساوجبلاغ از توابع استان تهران با اشاره به ويژگي‌هاي اين شهرستان، گفت: ساوجبلاغ ديار تمدن،‌فرهنگ،‌همت‌هاي بلند،‌انسان‌هاي قوي،مردان و زنان مومن و با اراده و هوشمند و جوانان پاك و غيور است.
وي افزود: ساوجبلاغ قطعه‌اي درخشان و ارزشمند از فرهنگ پرافتخار تمدن و آرمان‌هاي ملت ايران است و اين ديار همواره در طول تاريخ پرورش دهنده زنان و مردان شجاع،‌فداكار و عزت ايران زمين است.
رئيس جمهور در ادامه بيان داشت: صد سال مردم ساوجبلاغ پاي عزت ايران نسل به نسل ايستادند و جريان ناب اسلام را پشتيباني كرند و اگر ديار شما هيچ كاري انجام نمي‌داد و هيچ خدمتي به ايران جز پرورش شخصيت بزرگ ،و عالمي مجاهد و فرهيخته به نام آيت‌الله طالقاني را انجام مي‌داد كافي بود كه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:47  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

ستادهای تبلیغاتی اصلاح طلبان که خط و خطوط اصلی خود را از یکی از ساکنان منطقه باغ فیض تهران که به دلیل مشکلات جسمانی خانه نشین شده است دریافت می کند، با مکتوب کردن جزئیات استراتژی تبلیغی خود، تمام تلاش خود را برای پیروزی هر کسی به جز احمدی نژاد به کار بسته اند.

به گزارش جهان، در این دستور العمل سری که از ماهها قبل با به کار گرفتن یک تیم مجرب متشکل از جامعه شناسان، روانشناسان و اساتید جنگ روانی تشکیل شده بود، هدف و رویکرد این پروژه بر بسیج تمامی نیروها و برنامه ها بر رای نیاوردن احمدی نژاد و لو به قیمت پیروزی هر نامزد دیگر، متمرکز شده است.

گفتنی است این دستورالعمل در ابتدا برای ستادهای سید محمد خاتمی طراحی شده بود که با انصراف وی در اختیار ستاد میرحسین قرار گرفت و در نهایت این جزوه 17 صفحه ای توسط شخص میرحسین موسوی به مسئولین ستادها ابلاغ شد.

در قسمت هایی از این دستور العمل سری که ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:45  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

به گزارش خبرنگار استقامت مناظره دانشجويي نمايندگان كانديداهاي انتخابات دهم در دانشگاه فردوسي مشهد برگزارشد.درابتداي مراسم شهسوار نماينده ستاد ميرحسين موسوي در مشهد گفت:در چهار سال گذشته بسياري از بنيانهاي سياسي،اجتماعي،اقتصادي و اخلاقي كشور ما خدشه دار شده است و برنامه ريزي كلي در كشور جاي خود را به برنامه ريزي جزيي و برنامه ريزي هايي از نوع شهرداري داد و ارايه آمارهاي غلط و دروغ در جامعه رايج شد.
وي افزود: در اين مدت نهادهاي جامعه مدني و انجمنهاي سياسي با محدوديتهاي زيادي روبرو شدند و وزارت كشور كانال ثبت سازمان هاي مردم نهاد(NGO) را مسدود كرد و جامعه را به سوي كانال صداوسيما هدايت كردند.
شهسوار گفت :زماني مي گفتند مشكل جوانان ما بيكاري است نه ظاهر آنها اما ديديم كه گشت ارشاد به راه انداختند و به ظاهر جوانان ايراد گرفتند.
وي تصريح كرد:ميرحسين در دوران مديريت 8 ساله خود رييس دولت بود و تورمي كه در جنگ بايد بين 50 تا 60 درصد مي شد را در بازه 5 تا 10 درصد كنترل كرد و اين نشان مي دهد كه كارنامه وي درخشان بوده است.
نماينده ميرحسين درباره انرژي هسته اي نيز گفت: يكي از كارشناسان هسته اي مي گويد 200 هزار سانتريفوژ براي غني سازي لازم داريم درحالي كه اگر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:36  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

اين بخشي از اظهارات "پريوش سطوت " همسر دکتر حسين فاطمي است که پس از نخستين ديدار رسمي خود با رييس جمهوري در فروردين ماه سال جاري درمورد وي بيان کرده است . 

 دکتر حسين فاطمي جوانترين وزير امورخارجه تاريخ يکصد و پنجاه ساله اخير ايران بود که تا آخرين لحظه حيات خود از ايده ها و ارمانهاي خود براي ملت ايران دست برنداشت . وزيرامورخارجه اي که به خود جرات داد تا اعلام قطع روابط سياسي با انگلستان را اعلام کند و در سفارت خانه را ببندد.

سطوت ،‌که اکنون در پايان دهه ششم زندگي خود بسر مي برد تاريخ را فراز بلندي مي داند که شهيد دکتر فاطمي در فرازي ازآن و دکتر احمدي نژاد درفراز ديگري ازآن با ايده ها و آرمانهاي بلند براي اعتلاي کشور و پيشرفت مردم تلاش کرده و مي کنند.
سطوت ،از دکتر احمدي نژاد به عنوان فردي "با اوصاف بارز شهامت و شجاعت " ياد کرد و گفت:‌ايشان به دليل برخورداري از اين ويژگي ها و حس وطن پرستي، عشق وعلاقه به مردم ايران،‌ ..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:34  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

به گزارش "خبرنویس" به نقل از فارس، محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كشورمان در ديداري 5 ساعته با نخبگان علمي كشور كه در سالن ميلاد نمايشگاه بين‌المللي برگزار شده بود، گفت: به عنوان يك معلم ساده و شاگرد هميشه نخبگان و اساتيد دانشگاه كه اهل صحبت احساسي نبوده؛ قطره‌اي در امواج زلال ملت ايران هستم كه عشق به ايران و آرمان‌هاي ايران تنها عشق من است كه بدون آن هيچ چيز مفهومي ندارد. 

 رئيس‌جمهور با بيان اينكه همه صحبت‌هايي كه اينجا انجام شد، درجهت اعتلاي ايران بود، گفت: ملت ايران يك ملت شايسته و تمدن ساز است و امروز بشريت هر چه از علم، فضيلت و اخلاقيات اسلامي دارد همه آن را مديون تلاش‌هاي ملت بزرگ ايران است و هر زمان هويت ايران و آرمان‌هاي فرهنگي آن در كنار علم و دانش بنشيند همتي به وجود مي‌آيد كه همه معادلات جهان را تحت تاثير خود قرار مي‌دهد.

احمدي‌نژاد با بيان اينكه يكي از دغدغه‌ها و غصه‌هاي ما خدشه‌دار شدن غرور ملي و اعتماد به نفس مردم بود، اظهار داشت: يكي از غصه‌ها و دغدغه‌هاي مهم ما اين بود كه اعتماد به نفس و غرور ملي مردم مخدوش شده است و شما در ذهن خود خاطرات فراواني را داريد كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:33  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

خط بعدی انقلاب کجاست؟

دین به معنای یک آداب و رسوم با دین به معنای یک سیستم و نظام شعورمند و زنده فرق بسیاری دارد.

در معنای اول، دین اسلام با رقص عرفانی سرخ پوست ها و گاوپرستی هندوها فرق ندارد. می توان به اجرای چند مراسم عزاداری در چند روز از سال و شادمانی در عید قربان و فطر بسنده کرد و مسلمان بود. به قول معروف عیسی به دین خود موسی به دین خود. اما در معنای دوم، دین یک سیستم ارگانیک است. زنده است و شعور دارد. در برابر تغییرات زمانی و مکانی از خود انعطاف نشان می دهد. نسبیت بر آن حاکم است. مسیرش را از میان گرداب های مختلف تشخیص می دهد و یک مجموعه کلان را تا رساندن به مقصد عبور می دهد.

انقلاب اسلامی ایران، به عنوان اعتراض فطرت انسان ها به شکل اداره رشد بشر، که از قلب مردم ایران برخاست، منادی دین سیستمی و مبارزه با دین سنتی و آداب و رسومی است. به قول امام خمینی اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی.

چفیه، در حقیقت نماد تغییر یافته و به روز شده و رشد یافته همه ارزش های اسلامی ناب محمدی است که بر دوش ره بری خودنمایی می کند که به عنوان «فانوس به دست» و رائد یک مجموعه، انقلاب و اهالی اش را از تاریکی فتنه هایی عبور می دهد که همگان توان دید خطا و خطر را ندارند. هر نماد دیگر با هر تقدسی در حقیقت رقابت «اسلام با قرائتی غیر ناب» و «اسلام ناب» است.

البته برای هر تحریفی، بهانه هایی به ظاهر منطقی وجود دارد. ناتوانی دولت نهم در عملی کردن بعضی از شعارها، نقص فنی قابل توجه هیئت دولت و کابینه، قحط الرجالی در سطح تولید راهبرد برای اجرای اندیشه والای عدالت محوری، مشخص نبودن مرز اسلام عدالت محور با بقیه نسخه ها که خود را اسلامی و عدالت خواه جا می زدند، و ... از بهانه هایی است که باعث می شود اندیشه ای تولید گردد که می خواهد جریان عدالت خواهی به سرکردگی احمدی نژاد را به حاشیه براند و خود راننده این مرحله از انقلاب شود.

کمترین دستاورد دولت نهم، زنده کردن شعار عدالت خواهی است و با بودن یا نبودن این دولت قطعا سالها این شعار زمزمه خواهد شد و در نهان و عیان تئوریسین هایی خواهند بود که معنای عظیم عدالت را برای اجرایی شدن، سیستماتیک خواهند کرد. تولید نرم افزار عدالت در جمهوری اسلامی همان سمتی است که با دولت نهم استارت خورد و قطعا خاموش شدنی نخواهد بود. با احمدی نژاد یا بی احمدی نژاد. هرچند شتاب فرق خواهد کرد.

جبهه مقابل احمدی نژاد به خاطر تکیه بر تجربه جهانی و کهنسالی قطب های فکری خودش، از انسجام و نظم ویژه ای برخوردار است. بر خلاف جبهه عدالت که به خاطر کم سن و سالی تئوریک، اصرار بر نوآوری و خلاقیت و فرار از هم سفره شدن با تجربه جهانی، از بی نظمی و اختلال رنج می برد.

آنچه کلید حل این معما می شود، میزان تحمل و صبر مردم است. نتیجه انتخابات خیلی چیزها را روشن خواهد کرد. گذشته از نامی که از صندوق بیرون می آید و رئیس جمهور ایران خواهد شد و همه موظف به رعایت جایگاه ریاست جمهوری هستند، نتیجه انتخابات آزمایش توان و قوای ملت ایران در رهبری یک حرکت تاریخی و یک جهش انقلابی به سوی ساخت تمدن اسلامی، است.

بالا آمدن چفیه، یعنی ما هنوز تحمل و صبر بر درد بد نرم افزاری را برای عبور به نرم افزار اسلامی کارا، دارا هستیم. چفیه خط دوم پرچم سه رنگ ایران است. رنگ سفید و سیاه چفیه نشان دهنده حضور انقلاب در خط دوم برای آمادگی به ورود به خط سرخ سوم است. ملت ایران با چفیه نشان می دهند که خود را در کلاس آموزش برای مدیریت توسعه جهان، که قطعا نیازمند نزاع های کلانی خواهد بود، آماده می کنند. مرحله بعد باید رئیس جمهوری بیاید تا شال های سرخ بر گردن مردم بیاندازد. یعنی مرحله عاشورایی شدن ملت ایران.

اما رای به گردن بند سبز سیدی، عقب گرد با بالا و رفتن به خط اول است. یعنی خط سبز اول پرچم. حضور پرنده انقلاب در خط اول و سبز پرچم هم می تواند نشانه این عقب گرد باشد. بر خلاف آنچه که در دوره های اول، انتخاب احمدی نژاد را برگشت به عقب می دانستند، رای آوردن جبهه اصلاحات در این دوره، بازگشت به عقب است. و البته پیام های کلانی دارد که باید گوش های هوشیاران اصول گرای حقیقی که در اندیشه های خود تردید دارند و به نظم و انسجام لازم برای اداره سیستم نرسیده اند شنیدنی خواهد بودhttp://www.bachehayeghalam.ir/linkdump/011184.php

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:19  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 19:42  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

رئيس جمهور‌ امروز در سفر به استان سمنان از پرتاب موفقيت آميز موشك دوربرد سجيل 2 با فن‌آوري پيشرفته و سوخت جامد به ماورا‌ي جو خبر داد.

به گزارش فارس، دکتر محمود احمدي‌نژاد لحظاتي قبل در جمع هزاران نفر از مردم سمنان در ورزشگاه تختي اين شهر اظهار داشت: موشك‌هاي سجيل داراي عملكرد چند مرحله‌اي هستند و به سرعت حركت مي‌كنند و وارد جو مي‌شوند و در نقطه هدف فرود مي‌آيند.

وي با بيان اينكه موشك‌هاي سجيل از نوع موشك‌هاي دوربرد است، ادامه داد: وزير دفاع صبح امروز در مسير پرواز اعضاي هيئت دولت به سمنان در تماسي تلفني اعلام كرد موشك سجيل 2 كه داراي فناوري بسيار پيشرفته‌اي است، از سمنان شليك شد و در نقطه هدف فرود آمد.

احمدي‌نژاد ادامه داد: اين موشك با سوخت جامد كار مي‌كند و متخصصان مي‌دانند كه سوخت جامد قدرت تحرك بسيار بالايي دارد و برد آن بسيار زياد است.

وي با بيان اينكه در موشك‌هاي قبلي از طول 26 متري موشك حدود 23 متر را سوخت تشكيل مي‌داد، اظهار داشت: استفاده از سوخت جامد حجم سوخت را به يك هشتم، 1/0 و حتي ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:42  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

سالن شيخ مرتضي انصاري دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران ميزبان نخستين روز همايش ده روزه "رهايي قبلتين" بود. همايشي به همت برخي تشكل هاي دانشجويي ازجمله "جنبش دانشجويان جهان اسلام" و "جنبش عدالتخواهي دانشجويي" و به مناسبت سالروز نكبت اشغال فلسطين برگزار گرديد.

به گزارش رجانیوز، نخستين روز اين همايش ده روزه همزمان با شصت و يكمين سالروز اشغال فلسطين وتأسيس رژيم اشغالگر صهيونيستي به عنوان "اعتلاي اسلام، نابودي اسرائيل" نامگذاري شده بود. برنامه رأس ساعت مقرر 16 با تلاوت آيات قرآن مجيد و سپس اعلام برنامه ها توسط مجري برنامه آغاز گرديد.

از جمله سخنرانان اين برنامه سردار سعيد قاسمي بود. وی سخنان خود را با سلام و صلوات به ارواح طيبه شهدا و امام شهدا گراميداشت سالگرد عمليات غرور آفرين "الي بيت المقدس" و حماسه آزادي خرشهر آغاز كرد.

وي افزود: "اين محاسن هنوز درنيامده بود كه خداوند توفيق داد تا در سال 1362 ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:39  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

سید محمد روح الله هاشمی فرزند شهید سیدمجتبی هاشمی ناگفته هایی از اسرار مظلومیت و گمنامی پدرش و تهمت هایی که در گذشته به او روا داشته اند، به زبان آورده که بسیاری از علاقه مندان به سیره و زندگی سرداران دفاع مقدس از آن بی‏اطلاعند. این همه آن‏چیزی است که این گفتگو را خواندنی می‏کند:سید محمد روح الله هاشمی فرزند شهید سیدمجتبی هاشمی ناگفته هایی از اسرار مظلومیت و گمنامی پدرش و تهمت هایی که در گذشته به او روا داشته اند، به زبان آورده که بسیاری از علاقه مندان به سیره و زندگی سرداران دفاع مقدس از آن بی‏اطلاعند. این همه آن‏چیزی است که این گفتگو را خواندنی می‏کند:

کمتر کسی است که چهره مقاوم همراه با کلاه خاکستری رنگ چریکی اش را در خیابان خیام ندیده باشد. شاید بتوان لقب مظلوم ترین سردار دوران جبهه و جنگ را به او داد همان که بعد از شهادت دکتر مصطفی چمران دیگر اجازه ورود به جبهه را پیدا نکرد و حتی زمانیکه به صورت ناشناس به منطقه می رفت باز هم از دستشان در امان نبود. امروز 28 اردیبهشت ماه سالگرد شهادت آن بزرگ گمنام است. به سراغ سید محمد روح الله هاشمی فرزند آن بزرگوار رفتیم تا ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:36  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

اجازه بدهید ابتدا از معرفی اولیه شروع کنیم...
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.
اسم اصلی من اونیکو یامامورا است و در شهر ارشیا واقع در غرب توکیو در سال 1317 هجری خورشیدی متولد شدم.
پدرتان چه کاره بودند؟
کارمند شهرداری بود و از حقوقی که داشت ما زندگی متوسطی داشتیم .
چطور شد که به ایران آمدید؟
من حدود 20 سال سن داشتم که آقای بابایی که تاجر منسوجات و چینی‌جات بود به ژاپن آمد تا منسوجاتی را خریداری کند و به ایران ببرد. در یک کلاس زبان انگلیسی بود که من با ایشان آشنا شدم و پس از آن تصمیم به ازدواج گرفتیم.

خانواده شما با این وصلت موافق بود؟
خیر! چون آن زمان ازدواج با خارجی‌ها در بین مردم ژاپن کار ناپسندی بود. دلیلش هم این بود که پس از شکست ژاپن در جنگ دوم جهانی و ورود آمریکایی‌ها ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 20:17  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

من لیات‌بندی صفحات نشریه شلمچه را روی طبقات کمد جهیزیه خانمم انجام می‌دادم؛ یعنی شیشه‌ها را درمی‌آوردم و روی زمین می‌گذاشتم و لیات را روی آن می‌بستم. چون پول نداشتم ولی در هر شماره چند هزارتا می‌آمد روی تیراژ. خیلی هم غلط تایپی داشت. مطالب را همسرم تایپ می‌کرد. بنده خدا شب‌ها مجبور بود جور حقوقی را که ما نداشتیم به تایپیست‌ها بدهیم بکشد. با این همه چون روح کار سالم بود و نیت خیری پشت هدفم بود، نشریه گرفت و موفق شد.

مسعود ده‏نمکی کارگردان 5 میلیاردی "اخراجی‏ها2" در گفتگویی تفصیلی با "وطن امروز" دفاعیه‏ی جالبی در برابر نقدهای روشنفکران در این روزها ارائه داده است. او در این مصاحبه می‏گوید:

همین مسعود ده‌نمکی که این روزها هر جا می‌روی، سخن از اخراجی‌های اوست، روزگاری بایکوت بود. یادتان هست؟ همین الان هم خیلی‌ها از هر دو جناح تمام سعی‌شان بر همین است، چیز جدیدی نیست.

اما امروز شما با اثرتان موفق شدید این جو را بشکنید و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 20:12  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

گروه سیاسی- علی نادری: شواهد از پذیرش شکست از جانب اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده حکایت می‎کند. این را می‏توان از برخی اظهار نظرهای اصلاح‌طلبان شاخص به راحتی دریافت. آنجا که محمد علی ابطحی، محرم سرّ سید محمد خاتمی از "همه اصلاح‌طلبان" می‏خواهد که در عرصه بمانند و تنها، رفتن به مرحله دوم انتخابات را پیروزی بزرگی برای اصلاح‌طلبان می داند.

نظرسنجی ها از موقعیت برتر احمدی‌نژاد حکایت دارد و بنابر ابراز گلایه برخی اصلاح‌طلبان که کمتر تشکیلاتی  هستند، میرحسین موسوی، کاندیدای احزاب عمده اصلاح‎طلب، در ایجاد موج اجتماعی و هیجان گفتمانی موفق نبوده است. کروبی نیز می‏ داند که در نظر سنجی‏ها اقبالی بیش از 3 تا 4 درصد را نتوانسته،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 20:9  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

امریکا هیچ‌چيز از ما بلوکه نکرده/ یا منافع ملی را باید بخواهیم یا ایدئولوژی

ميزگرد سياسي پيرامون تغيير سياست خارجي امریکا با موضوع "بررسی تغییر در سیاست خارجی امریکا در 100 روز حاکمیت دولت اوباما" با حضور صادق زيباكلام، امير محبيان، اشتري و حاجي بابايي با اجراي مراد عنادي جمعه شب از استوديوي شبكه خبر سيما به صورت زنده پخش شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 19:56  توسط سپاهیان محمد(ص)  | 

1-  رئيس جمهور محترم ما امروز سخنان خوبى بيان كردند. تكيه‏ى بر عدالت، اساسى‏ترين و محورى‏ترين اصلِ يك حركت الهى است؛ ادامه‏ى كار همه‏ى انبيا و مصلحان بزرگ تاريخ است. البته عدالت دشمنانى دارد. همه‏ى كسانى كه نانشان در بى‏عدالتى است، با عدالت دشمن‏اند. همه‏ى كسانى كه با قلدرى و زورگويى - چه در صحنه‏ى ملى، چه در صحنه‏ى بين‏المللى - تغذيه مى‏شوند، با عدالت مخالفند. عدالت، شعار اصلى و هدف بزرگ انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى بوده و هست.

12/5/1384   بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى دكتر محمود احمدى‏نژاد‏

 2- معناى شعار دولت اسلامى اين است كه ما مى‏خواهيم اعمال فردى، رفتار با مردم، رفتار بين خودمان، و رفتار با نظامهاى بين‏المللى و نظام سلطه‏ى امروز جهانى را به معيارها و ضوابط اسلامى نزديكتر كنيم. اين شعار، بسيار باارزش است؛ ان‏شاءاللَّه به اين شعار پايبند بمانيد و اين تلاش را جدى‏تر، بى‏آسيب‏تر و واقعى‏تر كنيد؛

8/6/1384   بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار رئيس جمهور و هيأت وزيران‏‏

 3- بحمداللَّه در منبر سازمان ملل و در مقابل چشم سران كشورهاى جهان، رئيس‏جمهور محترم ما حرف دل ملت ايران را بيان كرد. استحكام و متانت و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 19:15  توسط سپاهیان محمد(ص)  |